آهای دزد، دزد،دزد!

استاندارد

 عبدالحکیم حمیدیP1100987

حتما این حکایت معروف را را شنیده اید؛ دزدی از دکانی وسیله ای را دزدید که ناگهان دکاندار متوجه شد و به طرف دزد دوید. دزد که دید دکاندار او را در هنگام دزدی دیده است و نزدیک است که گیر بیفتد، فورا پا به فرار گذاشت و دکاندار هم به دنبال او فریاد زنان می دوید : آهای دزدی، آهای دزد، دزد، مردم دزد را بگیرید… اما دزد بی اعتنا به انبوه جمعیتی که در تعقیب او بودند همچنان فرار می کرد. این هیاهو توجه عابران را به خود جلب کرده بود و دزد متوجه شد که با این سرو صدا های مردمی که از پشت سر می آید احتمالا به دام خواهد افتاد پس به فکر چاره شد. ناگهان فکری به ذهنش خطور کرد و با صدای بلند فریاد کشید : آهای دزد، آهای دزد، دزد، دزد …. به این ترتیب مردم هم فریاد می کشیدند: دزد، دزد و جناب دزد هم فریاد می کشید : دزد. خِیلی از جمعیت که در سرک می دویدند و فریاد می کشیدند و طولی نکشید که دزد هم در میان جمعیت گم شد.

  • 1-به راستی که حکایت بالا در کشور عزیز ما افغانستان مصداق عینی دارد. وقتی رسانه ها را تعقیب می کنیم و یا هم در جلسات مقامات و مسئولین و سخنرانی ها اشتراک می کنیم همه و همه فریاد می زنند که فساد ،فساد، فساد. اما به درستی نمی توان تشخیص داد که فاسد کی هست؟ همه از فساد و نا امنی و چور و چپاول مردم سخنان شیرین می گویند و ژست های منجی یان بشریت را به خود می گیرند، دایه های مهربان تر از مادری می شوند که جز برای رضای خداوند و محض برای خدا دیگر هیچ هدفی ندارند! از صداقت و راستی و درستی دم می زنند و از خدمات و کارکردهایشان آنقدر برای مردم مثنوی صد منی می سازند که هر کی نداند فکر می کند چه بندگان شایسته و صالحی هستند!!! تمام انسانهای خوب و معتقد به اصول و ارزشهای انسانی و دینی فقط و فقط در افغانستان عزیز ما گرد آمده اند و برای رضایت و آسایش خلق لله شب و روز در تلاش و کوشش هستند و چون قدیسانی که خویشتن را وقف خدمت نموده اند فقط اینان هم خدمت می کنند و بس.

از گپ ها و سخنان این فرشتگان زمینی اینگونه استنباط می شود که دیگران همه دشمن هستند و فقط اینان پاک و از هر گونه خطا و اشتباهی مبرا هستند.

      اما به راستی حقیقت چیست؟ اگر این فرشتگان اینگونه در خدمت خلق خداوند هستند پس ریشه اینهمه نابسامانی ها و بی عدالتی ها و فساد های رنگارنگ و ترورها و قتل ها و کشتارها در کجاست؟ چرا هر روز گراف ناامنی و فساد سیر صعودی را طی می کند؟ اگر به درستی فقط همین 13 سال اخیر را بنگریم و با دقت مسائل را موشکافی کنیم می بینیم که همین فرشتگان زمینی چه جفایی در حق ملت کردند و چه ستمی در حق این خلق خداوند روا داشتند که امروز جز بد نامی و بدبختی و بیچارگی در این کشور، خبری خوب یا وجود ندارد یا اگر هم هست در برابر این اخبار بد و ضد ارزشی گم می گردد. لکه این بد نامی ها به یقین دامان نسل آینده را نیز خواهد گرفت و به زودی پاک نخواهد شد.

      همه مسئولین در افغانستان از مبارزه با فساد دم می زنند و شعار می دهند در حالیکه افغانستان فاسدترین کشور هاست! از امینت فریاد می کشند در حالیکه روز به روز نا امنی و اختطاف و انتحاری بیشتر می گردد. از خدمت به مردم فریاد بر می آورند در حالیکه همه مردم از بی عدالتی و تبعیض و تعصب به تنگ آمده اند. از باسازی و تعمیر و نو سازی گلو یشان را می ترکانند در حالیکه کوچه پس کوچه کابل، پایتخت کشور، غرق در خاک و کثافت و آشغال است و بوی تعفن و کثافت و آلودگی ها مردم را به ستوه آورده اند و معتادین به مواد مخدر در زیر پل های رود کابل آرام آرام تا ارگ ریاست جمهوری می رسند و گدایان در شهر ها گشت و گذار را برای شهروندان واقعا دشوار ساخته اند و… 

    به راستی دزد واقعی کیست؟ حالا اگر کسی بتواند دزد واقعی را از میان مردم پیدا کند و به دیگران هم نشان دهد شاهکار کرده است و باید به او جایزه داد و یا هم نامش را در کتاب رکوردهای گینس ثبت کرد.

  • 2-در هیچ دوره ای از تاریخ افغانستان تا این اندازه رسانه ها و جامعه مدنی فعال نبوده است. به برکت دمکراسی نیم بندی که با دروغ و غلطی در این کشور حاکم گردیده است این آزادی ها در کشور به وجود آمده است که رسانه ها و جامعه مدنی ما هر روز فریاد می کشند : آهای دزد،آهای دزد، دزد، دزد… اما هیچ وقت دزدی مجازات نمی شود بلکه حتی دزدان و فاسدان و ناقضین حقوق بشر و انسانها هم فریاد می زنند: آهای دزد، آهای دزد، دزد، دزد… و فریاد ها و صداها بلند تر و بلندتر می شود و کسی هم صدای دیگری را نمی شنود.همانهایی که دم از اصلاحات می زنند خودشان غرق در فساد هستند و همانهایی که دم از مبارزه می زنند خودشان در صدر لیست فاسدین قرار دارند و به انواع جرایم آلوده هستند؛ از غصب زمین گرفته تا رشوه و متجاوزین به ناموس مردم و باندهای کلان مواد مخدر و دلالان بزرگ پست و مقام و شغل و رشوه خوران ملیونی!
  • 3- جاسازی مواد منفجره در میان صفحات قرآن کریم! گل سر سبد اخبار امروزه مردم افغانستان. این موضوع دیگر نهایتِ عمل غیرانسانی است آنهم از کسانی که مردم را وعظ و نصیحت می کنند و بر منبر تکیه بر جای رسول الله می زنند و قرآن را تلاوت می کنند و جمعی به پشت سر ایشان به اقامه نماز می پردازند. آنانی که همواره مردم را به دینداری و رعایت حقوق انسانها فرا می خوانند و در بسا موارد خود را نماینده خداوند در روی زمین معرفی می کنند. اما با تاسف که خودشان غرق در کثافت هستند و برای ریختن خون اسانهای دیگر از هیچ عملی فروگذار نمی کنند؛ حتی اگر به قیمت قربانی کردن قرآن کریم هم تمام گردد.
  • 4- تجاوز جنسی به اطفالی که برای انتحاری آموزش داده می شوند از سوی ملایان مفسد تروریست. اعترافات تکان دهنده ای از طفل بازداشت شده قبل از انتحاری که عرق شرم را روی پیشانی انسان جاری می سازد. آنهم از سوی کسانی که در در راه خدا و به قول خودشان برای نابودی کفار می جنگند و برای ارضای امیال شیطانی شان از هیچ عمل شنیع و کثیفی دریغ نمی کنند.
  • 5- قضاتی که برای جاری ساختن حکم خداوند رشوه می گیرند و بیگناهان را به زندان و حبس می اندازند.
  • 6-سیاستمدارنی که برای رسیدن به قدرت تمام امیال و آرزوهای ملتی را قربانی می کنند و منافع شخصی خود را بر منافع گروهی از ملت ترجیح می دهند و مانند آب خوردن با سرنوشت مردم بازی می کنند.

      و نمونه های بسیاری که در جامعه ما به چشم می خورد و بسیار هم آزار دهنده است. در تمام این مدتی که نامزدان انتخابات ریاست جمهوری پشت تریبونها قرار گرفتند و به رجز خوانی پرداختند،  شعار های خوش و آب و رنگ دادند و به مردم وعده مدینه فاضله را دادند در هیچ موردی برنامه و یا طرح و پلانی برای حل معضلات و نابسامانی ها و راهکار برون رفت از اینهمه بحران برای مردم این کشور متاسفانه ارایه نکرده اند.

    اگر برای امنیت شعار دادند هیچ گونه مکانیزمی را ارایه نکرده اند.اگر برای بهبود وضعیت اقتصادی مردم فریاد کشیدند باز هم برنامه و پلانی را برای بهبود معیشتی مردم بر مطرح نکردند. اگر از وحدت ملی دم زدند باز هم نگفتند که چگونه و با چه سیستمی وحدت ملی را در کشور نهادینه می سازند. آیا وحدت ملی در کشور با معامله قومی تحقق می یابد؟ یا برای مبارزه با فساد اداری که در کشور بیداد می کند کدام راهکار و سیستم را طراحی و ارایه کرده اند؟ یار گیریهای انتخاباتی در دقیقه نود بازی انجام گرفته است، حتی در بعضی موارد کاندید ریاست جمهوری، معاونین خود را ندیده اند!!!

 صف بندی ها و ایتلاف ها بیشتر بر اساس زد و بند ها و منافع اشخاص و افراد شکل گرفت تا یک برنامه مدون و یا یک سیستم و مکانیزم اصولی و اساسی و حساب شده و دقیق مبتنی بر ارزشها و منافع ملی کشور- منافع ملی در کشور اصلا تعریف نشده است – نه در بعد امنیت و نه در مسائل اقتصادی ، سیاسی ، فرهنگی و اجتماعی. نمی دانم با این اوصاف تکلیف مردم در این کشور چه خواهد شد و به چه امیدی مردم برای رفتن به پای صندوقهای رای جان خویش را به خطر بیندازند. انتخابی دشوار یا هم بی نتیجه و نا کارا. آیا نظام بعدی هم نظامی مافیایی خواهد بود و یا اینکه حداقل برای مردم و ملت افغانستان ره آوردی برای آسایش و رفاه مردم در پی خواهد داشت؟ آیا این تقسیم قدرت بر اساس منافع شخصی و قومی است یا برنامه ای  بر اساس منافع ملی کشور ؟

     در نظامهای دمکراسی انتخابات بزرگترین حق و روش تمثیل حاکمیت ملی است و در قانون اساسی افغانستان هم حق حاکمیت ملی به ملت افغانستان سپرده شده است اما پرسش این است که آیا به درستی مردم می توانند در یک چنین فضایی حق حاکمیت ملی خویش را اعمال نمایند و حکومتی را انتخاب نمایند که ممثل اراده مردم باشند؟

      با تمام احترامی که برای انسانهای آزاد و آزاد اندیش این سرزمین قایل هستم چه در قالب کاندیدان و چه در قالب مردم و روشنفکران و فعالین جامعه مدنی اما ناچار باید پرسید که ملاک و معیار تشخیص خوب و بد در این کشور چیست؟ با کدام ابزار و نشانه ها باید خوب و بد را از هم تمیز داد و تشخیص نمود؟ همه لاف و فریاد عدالت و برابری و مساوات می زنند اما دوستان عزیز، در میان ایشان کسانی هستند که در سی سال اخیر امتحان خویش را بار ها پس داده اند و مردود شده اند. کسانی که از پس ادراه یک وزارت و یا ولایت بر نیامدند حالا ادعای ریاست بر تمام کشور را دارند. واقعا که عجیب است ما جراهای سرزمین من. در میان اینهمه هیاهو و فریاد یقینا آنچه قربانی خواهد شد حق مردم است و عدالت فریبی بیش نخواهد بود برای کسانی که جز به زر و زور نمی اندیشند و برای حذف یکدیگر تمام ابزار ها و امکانات را بسیج کرده اند.

به زودی تمام ارزشهای انسانی در این کشور حراج خواهد شد تا تیم زر و زور بر اریکه قدرت تکیه بزند و در عدم و فقدان  یک معیار سنجش و ملتی با بالاترین درصد بیسوادی همچنان به چور و چپاول خویش ادامه دهند و در برابر مردم و ملت هم فریاد سر خواهند داد : آهای دزد، دزد، دزد!

به قول معروف سالی که نکوست از بهارش پیداست. به درستی که اگر قرار باشد کاری برای این کشور انجام گیرد و آینده ای که مردم بدان چشم دوخته اند، آینده ای روشن خواهد بود و روزنه های امید را برروی این سرزمین خواهد گشود؟

عبدالحکیم حمیدی

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s