طالبان ؛کاسه ای زیر نیم کاسه!

در حاشیه

عکس 

   عبدالحکیم حمیدی

  در تاریخ هیچ ملتی نمی توان یافت که انسانهایش تا این حد سخیف و بازیچه و آله دست دیگران قرار گرفته باشد. اما در کشور افغانستان و پاکستان هستند انسانهایی که در قرن بیست و یک به آلتی در دست بیگانگان مبدل گردیده و برای رضایت و خشنودی بیگانگان به وحشیانه ترین و بی رحمانه ترین نوع ممکن، انسانهای دیگر را می کشند. ای کاش آنان یکبار هم که شده از خود می پرسیدند برای چه و تا به کی اینهمه جنایت !؟ خشونت از سر و روی ایشان می بارد و قتل عام انسانها به امری عادی برایشان مبدل گردیده، حتی برای کشتن دیگران از همدیگر پیشی می گیرند و در رقابت به سر می برند.از سربریدن زنان و اطفال گرفته تا تیرباران جوانان و مردو زن  این خاک در دستور کار ایشان قرار دارد. اما واقعا در پس پرده اینهمه جنایت چی می گذرد؟

سوالی بنیادین و اساسی که می تواند معمایی به نام طالبان را تقریبا حل نماید البته اگر واقعا برای این سوال جوابی وجود داشته باشد. در این نوشته سعی کردم تا ابعاد مختلف این رویکرد و گروه را به بررسی گرفته و مورد موشکافی و تجزیه و تحلیل قرار دهم. در تبیین این موضوع مهم و اساسی می توان گفت که از چند نکته قابل تامل و تعمق است که ذیلا به مواردی از آن اشاره می گردد :

1 – طالبان نیروی مستقل و خود جوش: اگر فرضیه استقلال این گروه را به عنوان یک گروه دارای ایده و اندیشه و تفکر و هدف و آرمان بپذیریم، پس لازم است تا کم کم باید به عنوان گروه پیروز میدان جنگ علیه تروریستان و هراس افگنی، به ایشان تبریک گفت. بعد از جنگ جهانی دوم و بعضی حملات به عراق شاید این نوع لشکر کشی ها در دنیا بی نظیر بوده است. حوادث 11 سپتامبر 2001 و فروپاشی برج های دوقلوی تجارت جهانی بزرگترین حمله تروریستی در دنیا بوده است و بدنبال آن هیاهو برای هیچ که به راه افتاد و قشون کشی ایالات متحده امریکا به افغانستان در راس قشون جهانی به بهانه مبارزه با تروریسم و هراس افگنی در تاریخ بی نظیر بوده است. فقط کافی است تا از ابعاد نظامی و اقتصادی این جنگ را مورد واکاوی قرار داد؛ میلیارد ها دالر مصرف و هزاران سرباز تا دندان مسلح و مجهز به انواع و اقسام جنگ افزارهای پیشرفته نظامی که حتی از تصور امثال من خارج است با تبلیغات گسترده رسانه ای و با بسیج افکار عمومی دنیا بر علیه تروریسم و آنچه را که هراس افگنی خوانده اند در جنگی که در جغرافیایی به محدوده نواحی از افغانستان و پاکستان! و در برابر حجم ناچیزی از گروههای به اصطلاح هراس افگن.

واقعا نتیجه چه باید باشد؟ طالبانی که حتی بعد از گذشت یک دهه مقاومت و ایستادگی و جنگ های پارتیزانی امروز مرزی هم ندارند و کشوری مستقل هم نیستند و تمام دنیا را در برابر خود بسیج می بیند. اما نتیجه خوش آیند نیست! دنیا با تمام ادعای خود و مصارف کهکشانی و امکانات و ابزار پیشرفته جنگی بالاخره در برابر یک چنین گروهی به زانو در آمد و راه صلح و مصالحه را در پیش گرفت و به دنبال راه فراری آبرومند از افغانستان هستند. جنگ الکترونیک و هواپیما های بی سرنشین و دستگا های پیشرفته برای رد یابی و جاسوسی و شنود میلیارد ها مکالمه تلفنی در کشوری به نام افغانستان، اما هنوز هم علی الرغم پیشرفتهایی که در برخی از عرصه ها بوجود آمده، تروریسم و هراس افگنی قویتر از قبل و منسجم تر به فعالیت می پردازد. به راستی واقعیت چیست ؟ آیا این مسائل نشان از پیروزی طالبان بر دنیا دارد؟

فقط کافی است این جنگ را هرچند نا معقول با جنگ جهانی دوم مقایسه کنیم و به نتیجه آن بیندیشیم به طور حتم به یک پارادوکس خواهیم رسید. ملیونها ارتش آلمان نازی در جبهه ای به طول چندین کیلومتر مجهز به تسلیحات کامل نظامی و ادوات پیشرفته آن عصر در نبردی با دنیا و نیروهای جامعه جهانی می جنگد و در پایان با برجای گذاشتن  50 ملیون انسان کشته و زخمی شکست می خورد و طومار ارتش تا دندان مسلح آلمان هیتلری در عرض تقریبا کمتر از  5 سال برای همیشه در هم پچیده می شود. آیا این جنگ با طالبان و شبکه های تروریستی از جنگ جهانی دوم دشوارتر است؟ به راستی که اگر فرضیه استقلال و خودجوش بودن طالبان را بپذیریم باید به تمام برادران طالب بابت این پیروزی شیرین و گوارایشان در برابر دنیا از صمیم قلب تبریک بگوییم و به آنان حق بدهیم که با انسانها هر طور که دلشان می خواهند رفتار کنند و مردم را حتی در بستر خوابشان هم آرام و راحت نگذارند و روزی را برای این مملکت بوجود بیاورند که مردم برای رفتن به دستشویی هم همراه شان نگهبان خصوصی داشته باشند. البته با درنظر داشت بعضی عناصر و فاکتور ها این مساله چندان منطقی به نظر نمی رسد. جنگ در لیبی با سرنگونی رژیم قزافی به راحتی پایان می پذیرد، در مالی شورشیان در هم کوبیده می شود، در مصر بساط اخوانی ها بر چیده می شود، کره شمالی با تمام تسلیحات هسته ایش به ناچار تسلیم می شود و از مواضع خصمانه اش و تمام رجز خوانی هایش علیه کره جنوبی و ایلات متحده امریکا عقب نشینی می کند، کشوری مانند ایران در اوج قدرت خود تحت تاثیر تحریم های شدید اقتصادی به زانو در می آید – هرچند خودشان به رو نمی آورند – رژیم صدام حسین از اریکه قدرت به زیر کشیده می شود و… اما جنگ با تروریسم و به اصطلاح هراس افگنی در افغانستان پایانی ندارد و بعد از گذشت بیش از یک دهه جنگ و قربانی و ترور و انتحار و درگیری که خواب را از چشمان مردم و ملت افغانستان از غرب تا شرق و از شمال تا جنوب، حرام نموده است، بالاخره به سوی تلاشی مزبوحانه برای صلح کشیده می شود. دلم می خواهد اگر روزی زنده ماندم برفراز کوههای بابا بایستم و فریاد بکشم : طالبان پیروزی تان مبارک!

2 – طالبان نیرویی دست نشانده و آله دست و بازیچه قدرتهایی در پس پرده بازیهای سیاسی و اقتصادی دنیا: اگر این فرضیه قرین به واقعیت باشد در آنصورت وای به احوال انسانهایی که در این عصر و فضای تکامل و پیشرفت و توسعه و دانش و تکنالوژی اینچنین بازیچه و آله دست قدرتها قرار گرفته و هر روز از کشته ها پشته می سازند!

اگر باز هم به مقیاس وسیع این جنگ نا برابر دقیقتر بنگریم بدرستی متوجه می شویم که بسیار بعید است تا نیروهای تا دندان مسلح و مجهز به پیشرفته ترین تسلیحات در برابر نیرویی مانند طالبان آنهم در جغرافیایی محدود به زانو در آمده و شکست خورده باشد! این مساله هم چندان منطقی به نظر نمی رسد.

وقتی به سیاست یک دهه گذشته قدرتهای بزرگ از جمله ایالات متحده آمریکا در قبال طالبان عمیقتر می نگریم بدرستی که به پالسی های ضد و نقیض و نا بسامان این کشور در قبال طالبان پی می بریم؛ از ابتدا طالبان به عنوان هسته اولیه تروریسم و هراس افگنی مود حمله آمریکا و متحدانش قرار می گیرد و بعد از یک دهه این گروه دیگر مشکل آمریکا خوانده نمی شود!

نبود یک پالسی و استراتژی مناسب، عملکردهای ضعیف، مقطعی و زودگذر، مدارا و مماشات با سران طالب، گشایش دفتر برای آنان در کشور های منطقه و فراهم نمودن شرایط و تسهیلات سفر و مسافرت و تورهای سیاحتی، دیدار های پنهانی با سران این گروه، امنیت سران طالبان افغانی در برابر حملات هواپیماهای بی سرنشین آمریکایی، اظهارات ضد و نقیض مقامات نظامی و ملکی در امریکا هم در قالب دولت آقای اوباما و هم در قالب دولت آقای بوش، حذف نام بعضی از سران این گروه از لیست سیاه شورای امنیت سازمان ملل متحد، عبور و مرورو گشت و گذار سهل این گروه در سرحدات افغانستان و پاکستان، دریافت تجهیزات و تسلیحات نظامی و منابع هنگفت تمویل مالی این گروه آنهم با ادعای نظارت و کنترول این گروه از سوی قدرت های بزرگ و… همه و همه می تواند اذهان عمومی را نسبت به عملکرد صادقانه دوستان بین المللی خصوصا ایالات متحده امریکا در امر مبارزه با هراس افگنی با مخدوش سازد به عبارت دیگر از این قراین و شواهد اینگونه بر می آید که ظاهرا نباید این خشونت ها و جنگ ها در این کشور پایان بیابد و همیشه به نحوی از انحا باید این منطقه کانون بحران باقی بماند و مردم افغانستان هم در یک وضعیت سردر گم و مبهم گیچ کننده بین مرگ و زندگی ، بیم و هراس ، امید و نا امیدی و اضطراب و دلهره و تشویش سرگردان باشند. اما اینکه از این سرگردانی و اوضاع مبهم چه استفاده ای را دیگران خواهد برد به طور حتم در هاله های از ابهام قرار دارد. بی گمان بی جا نیست اگر اشاره کنیم به ضرب المثل معروف عامیانه که می گویند : گربه هم برای رضای خداوند موش نمی گیرد!

اگر واقعا بحث حقوق بشر و تحکیم دمکراسی و حقوق زن و حاکمیت قانون و از بین بردن هراس افگنان و شبکه های تروریستی مطرح است پس آیا بدرستی دوستان بین المللی ما به آن رسیده اند که کوله بارشان را بسته اند و از هر کوی و برزن فریاد بر می آورند : آی افغانها مه رفتیم!

و از سالی به نام 2014 هیولایی برای مردم ما ساخته اند که آوازه اش هراس و وحشت و نگرانی را در دل مردم مظلوم افغانستان انداخته و بسیاری هم راه گریز و فرار را ترجیح داده اند!

دولتی غرق در فساد، کشت و داشت و برداشت مواد مخدر به حد اعلی، نیروی ارتش و پلیس ضعیف فاقد امکانات و تجهیزات پیشرفته نظامی، معافیت قانون و نبود حاکمیت قانون، قدرت یابی تیم مافیایی در کشور، حمایت کارتل های بزرگ قاچاق مواد مخدر و غاصبان زمین و بیت المال، دزدیهای گسترده از بانک ها، عدم رشد نهادهای حکومتی و نبود کار زیربنایی در کشور، ملیونها انسان بیکار و در کنا رهمه این نابسامانی ها قدرت گیری بی سابقه و روز افزون طالبان و هراس افگنان و عدم امنیت عمومی در سراسر کشور و فعالیت علنی مخالفان مسلح در اقسا نقاط کشور از دست آوردهای این موش و گربه بازی در افغانستان می باشد.

اگر این فرضیه درست باشد پس وای به حال آنانی که بازیچه و آله دست قرار گرفته اند و هرروز خانواده ای را به عزا می نشانند و اولادی را یتیم می کنند و کمر همت به خرابی و بربادی این آب و خاک بسته اند ،وای بر آنانی که مکاتب را برروی دختران و اولاد وطن مسدود کرده اند و به دستور بادارانشان خون ملت و مردم افغانستان را بی هیچ گناه و جرمی به روی زمین می ریزند، امروز زندگی راحت و امنیت را از مردم مظلوم و بینوای شرق و جنوب و شمال و غرب کشور ربوده اند و تشویش و اضطراب و نگرانی را در دل این آب و خاک کاشته اند و با صدور انتحاری و وحشت و قتل و کشتار و سربریدن آب را در آسیاب دیگران می اندازند. به یقین که این اعمال نه در دین اسلام جای دارد و نه در هیچ مکتبی در دنیا نظیر آن وجود ندارد. .وحشی ترین اقوام شاخ آفریقا و بربرهای شمال آفریقا هم که زمانی نمونه و الگوی بربریت و توحش بودند، امروز متمدن گردیده اند و با دیگر انسانها در قالب کشورهایی مستقل زندگی مدنی دارند، اما انسانهایی که به هرنامی در افغانستان به قتل و کشتار مردم بیگناه می پردازند بدرستیکه سخت زیان کارند و روسیاه هر دو جهان خواهند بود.

در پایان یکبار دیگر این پرسشهای بنیادین و اساسی را مطرح خواهیم کرد:

  • بدرستی طالبان چه کسانی هستند؟
  • منابع تمویل مالی و تسلیحاتی ایشان از کجا تامین می گردد؟
  • هدف آنها از اینهمه قتل و کشتار های رنگارنگ چیست؟
  • پست پرده این موش و گربه بازی چه کسانی هستند؟
  • این بازی ها تا کی ادامه خواهد داشت ؟
  • ملت ومردم افغانستان تا کی قربانی این بازی شوم می باشند؟
  • برنده و بازنده این بازیها چه کسانی خواهند بود؟

امیدورام که دوستان عزیز و گرامی در مورد این سوالات بیندیشند و جواب هایشان را نیز با ما شریک سازند.و در پایان یک کلام ختم کلام از کلام های علامه اقبال لا هوری:

قبای زند گانی چاک تاکــــــــــــــــی                       چو موران زیستن درخاک تاکــــــــــــــی

به پرواز آی و شاهینی بیآمــــــــوز                       تلاش دانه در خاشاک تا کــــــــــــــــــی

خدا آن ملتـــــــی را ســــــروری داد                      که تقدیرش بدســـــــــــــت خویش بنوشت

به آن ملت ســــــــــروکاری نــــدارد                      که دهقانـــــــــش برای دیگران کشـــــــت

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s