قدرت در سایه تقدس

استاندارد

P1100976

قدرت داشتن از دیرباز در تاریخ بشر ، شیرین و لذیذ بوده است و برای رسیدن به قدرت همواره انسانها در جنگ و تنازع و در گیری بوده و بسیار به ندرت می توان موردی را یافت که انسانی در اوج قدرت بدون جنگ و خونریزی دست از قدرت برداشته باشد، نه تنها دست از قدرت برنداشته بلکه در پاره ای موارد بسیار متاسفانه برای کسب قدرت و ادامه سلطه و حفظ قدرت خویش از هیچ جنایتی هم فروگذار نکرده است. در تاریخ بی شمار است مواردی اینچنینی که انسانها برای رسیدن به قدرت دست به قتل و عام و کشتار زده تا قدرت را به چنگ آورد و یا هم قدرت بدست آورده را حفظ نماید. از جهانگشایانی چون اسکندر مقدونی تا به هیتلر آلمان نازی که عجیب ترین لشکر کشی های تاریخ را به راه انداختند می توان به عنوان مثال و شاهدان مهم تاریخ یاد کرد. کسب و حفظ قدرت به هر قسمی در تاریخ صورت گرفته است که رایجترین آن قتل و کشتار و لشکر کشی بوده است و این مساله در نظامهای مدرن امروزی هم به اشکال نوین خویش ادامه دارد و انسانها با مدد از ابزار علم و تکنالوژی نیز برای کسب و حفظ قدرت همت گمارده اند. علم و تکنالوژی توانست بهترین تسلیحات و تجهیزات و ادوات جنگی را در اختیار قدرتمندان قرار دهد تا سلطه آنان را بر دنیا تثبیت نماید. به طور نمونه در قرن حاضر داشتن تسلیحات هسته ای یکی از ابزار های قدرت به حساب می آید و کشورها برای بدست آوردن فن آوری تسلیحات اتمی و هسته ای در رقابتی تنگاتنگ قرار دارند. گذشته از بحث های اخلاقی – ارزشی دفاع از خاک و ناموس و طن، می توان یکی از دلایل عمده این رقابت را در دست یابی به تسلیحات کشتار جمعی، کسب قدرت دانست و در این مورد استثنایی وجود ندارد و این از خواص و مشخصه ها و ویژگی های دنیای مدرن برای کسب و حفظ قدرت است. اما در کشورهای دارای نظام های سنتی – مذهبی وضع در خصوص کسب و حفظ قدرت به گونه دیگری است. البته این وضع شاید در طول تاریخ هم اتفاق افتاده باشد در کل می توان گفت کشورها و سرزمینهایی که به وسیله دین و مذهب اداره گردیده اند به نوعی همیشه در این بحرانها قرار داشته اند به طور مثال غرب در دوران سیطره مسیحیت، اسلام در بعضی ادوار؛ در کشورهای اسلامی مانند دوران اموی ها، عباسی ها تا سلاطین عثمانی و صفوی های ایرانی و غزیویان، طاهریان، صفاریان ، افشاریان و… همواره از مشخصه های اصلی این دوران استفاده از بُعد تقدس سازی و مقدس سازی در کسب و حفظ قدرت بوده است و به عبارت دیگر سلاطین و شاهان به نحوی کوشیده اند با دست یازیدن به دین و مذهب و بعضا القاب و عناوین خدایی، در جهت کسب و حفظ قدرت بر آمده اند و بعضا نیز تمام قتل ها و کشتارها و غارت هایشان را توجیه دینی نموده و در این صورت خود را حاکمان و خدایان بی چون و چرای مال و زندگی و نوامیس مردم قلمداد نموده اند، ولی در دوران فعلی خصوصا نیم قرن اخیر این نوع دست یابی به قدرت در کشورهای جهان سوم یا توسعه نیافته به طور ملموسی افزایش یافته است. کشورهایی که از یک طرف به شدت خواهان حفظ سلطه دینی – مذهبی خویش هستند و از یک طرف دیگر از ارزشهای دنیای مدرن و پیشرفتۀ دارای فن آوری نیز چشم پوشی کرده نمی توانند. به طور نمونه از این نوع کوشش ها می توان از کشورهایی چون ایران و افغانستان نام برد؛ کشورهایی با نظام های سنتی – دینی و کوشش برای رسیدن به دنیای مدرن!

راهی بسیار دشوار و بعضا در پاره ای موارد در تضاد یکدیگر. در این شرایط چگونه می توان بین این اضداد یک اجماع به وجود آورد؟

« قرار دادن جامعه در یک مسیر تقدس سازی و مقدس نمایی بیش از حد و حفظ قدرت در سایه تقدیس » سیاستی که تقریبا در طول تاریخِ دارایِ نظام های سنتی در اکثر کشورها به نحوی تطبیق گردید. اما در ایران این نوع سیاست با شروع سلطنت صفوی ها روبه اوج نهاده و امروزه هم یکی از موثرترین ابزارهای کسب و حفظ قدرت به حساب می آید.

این نوع سیاست در واقع کوشش دارد تا از اندیشه و گرایش دینی – سنتی مردم برای کسب و حفظ قدرت استفاده کند و حتی با تمام معایب و اضرارش، آنرا مشروعیت بخشد. در این شکی نیست که انسانها فطرتا خداجو هستند و ذاتا حقیقت پذیر. در طول تاریخ بشریت همه انسانها به نوعی در خودی خود به نیروی فراتر از قدرت انسانی باورمند بوده و خود را ملزم به اطاعت و فرمانبردای در برابر این نیروی ماورای انسانی می دانسته اند. حتی به نوعی در پرستش بتها و عناصر طبیعت هم دیدگاهی وجود دارد که مبین خداجویی و حس سجده و تسلیم بودن انسانها می باشد ، شاید بعضی ها نیز در شناخت این حقیقت اشتباه کرده و به لحاظ نداشتن آموزش و راهنمایی کافی ، به جای پرستش خدای یگانه ، به پرستش اجسام و عناصر طبیعت روی آورده اند و این موضوع تا اینجا چندان مشکلی را بوجود نیاورده است زیرا با آمدن پیامبران و دستورات الهی این انسانها به نوعی راه خویش را یافته اند ، اما درد آور این بوده است که در  طول تاریخ هموراه عده ای از انسانهای قدرت طلب در جهت رسیدن و حفظ قدرت، از این حس بشری انسانها سو استفاده کرده و به قدرت اندوزی و مال اندوزی و ظلم و بیداد گری پرداخته اند، که بوطور نمونه می توان از دوران سیاه قرون وسطی در اروپا نام برد که متاسفان  در این دوران کلیسا ها و علمای مسیحیت تا حد خدایی خود را بالا بردند و در فروش بهشت قباله ها دادند و با گرفتن پول های گزاف در ازای بخشش گناهان مردم ، صاحب سرمایه و مال و ثروت و قدرت گردیدند و مردم را به خاک سیاه نشاندند و راه را برای رشد و پشیرفت علوم و فنون بستند و دانشمندان مهمی را زنده زنده در آتش سوزاندند تا کسی نتواند به حیله و مکر و فریب شان پی ببرد. بالاخره بعد از حدود ده قرن ، با ظهور دوران رنسانس و فرایندهای دیگر اجتماعی – فرهنگی این شبهای تاریک اروپا برچیده شد و نور علم و دانش و تکالوژی در سرزمین های غربی تابیدن گرفت و امروز مهد و کانون مدنیتها و اختراعات و اکتشافات گردیده اند.

اما این مساله در بعضی کشورهای اسلامی هنوز هم به شدت به چشم می خورد. من جمله همانطور که ذکر گردید درکشور خودمان افغانستان نیز از همین نوع ابزار دینی- مذهبی برای رسیدن به قدرت و حفظ قدرت و زر اندوزی و مال اندوزی به کرات استفاده گردیده است و در سایه تقدس سازی و مقدس نمایی، عده ای توانسته اند به قدرت و شوکت و عظمت نایل گردند و صاحب مال و دارایی نیز گردند. این حرکت خطرناک در کشور همسایه ایران که به شدت فضایی بسته دارد به اوج خود رسید و در سایه همین حرکت سیاسی امروز عده ای بر قدرت تکیه زده اند که خود را کمتر از خدا نمی دانند و با سرنوشت مردم به راحتی و مانند آب خوردن به نام دین و مذهب و شریعت بازی می کنند.

در تشریح ساده تر این حرکت و سیاست باید گفت که انسانهای قدرت طلب با علم به حس خداپرستی انسانها، در صدد بر می آیند تا از تمامی فرایندها و جرایانات و اشخاص و اشیائی که ممکن راهی برای رسیدن به قدرت باشد، امری مقدس ساخته و به آن رنگ و لعاب دین و مذهب و شریعت می دهند تا دیگر هیچ کسی نتواند در صحت و سقم آن تردید به خود راه دهد و در صورت تردید و شک نسبت با آن شخص، پدیده و شی، وی را کافر و ملحد و بی دین جلوه داده و به راحتی از سرراه خویش بر می دارند. برای رسیدن به این قداست و قدیسه سازی تمام ابزار و آلات را به کار می گیرند و رسانه ها را نیز در تسخیر و سلطۀ خویش در می آورند تا راه خویش را برای رسیدن به قدرت و همانا خدایی بودن فراهم سازند. این نوع بازی قدرت و سیاست در کشور های مانند افغانستان که مردمی به شدت مذهبی دارد برای عده ای از انسانها شیوه ای ایده آل برای رسیدن و کسب قدرت و حفظ و دوام قدرت به حساب می آید و چون حوزه مذکور حوزه ای است در باور و عقیده انسانها پس لاجرم کسی جرات هم ندارد تا دم برآرد و در صورتی که کسی صدای خویش را بکشد به راحتی مورد سوال و جواب و تمهت و تحقیر و توهین واقع گردیده و برای حذف فیزیکی وی نیز برنامه ریزی آغاز می گردد.نظام جمهوری اسلامی ایران و ولایت مطلقه فقیه با تمام مشکلاتی که برای مهاجرین افغانی و حتی خود مردم ایران خلق کرده است اما باز هم در سایه همین تقدس سازی همچنان به حکومت خویش ادامه می دهد و کسی توانایی آنرا ندارد تا نسبت به آن تردیدی در دل خویش راه دهد!

دوران سیاه طالبان در افغانستان هم محصول و زاده همین نوع بازی تقدس سازی و قدیسه سازی بود که توانست در طول چندین سال حکومت خویش هر آنچه جنایت و قتل و کشتار بود، به نام دین و شریعت انجام داده و مردم را به خاک سیاه نشاند و هزاران انسان را آواره کرد و منت خوار دیگر کشورهای مقدس مابِ تقدس ساز!

اما این نوع بازی هم اکنون نیز ادامه دارد و ملاهای لواطه گرِ به اصطلاح زنا ستیزِ زن ستیزِ تروریست پرور، تحت نام های گوناگون هنوز هم در بسیاری از نقاط افغانستان قدرت دارند و مردم بیچاره و بدبخت و مظلوم و عقیده مند این کشور را به خاک و خون می کشند. اما در طرف دیگر، بازی تقدیس سازی و تقدس سازی به شکل دیگری در جریان است. در این سو هم عده ای برای کسب و حفظ قدرت خویش تمام اشیا و ابزار را به نوعی مقدس معرفی می نمایند و از این راه برای خویش به کسب درآمد و سرمایه و مال و قدرت مباردت می ورزند؛ عده ای با مقدس ساختن پارچه ای به جمع آوری مال و سرمایه می پردازند و آن را به ارزشهای اسلامی نسبت می دهند، عده ای نیز بامقدس سازی اشخاص آنان را برای مردم عوام خدا جلوه می دهند و با نام آنان به جمع آوری و اندوختن سرمایه می پردازند، برخی دیگر هم بعضی جریانات و پدیده های طبیعی را مقدس معرفی کرده و مردم را چور و چپاول می کنند بعضی دیگر هم اشیا و اجسام را. در برابر این مقدس سازی به نام دین و خدا و ارزشهای انسانی کسی نمی تواند لب به اعتراض بگشاید زیرا او کافرِ بی دینِ ملحد است و سزایش هم مرگ! در این آیینِ مقدس سازی، انسان خوب یعنی فرشته و در نمره یعنی صد و انسان بد یعنی صفر. انسان مابین وجود ندارد یا همه با قبول این مقدس سازی ها، بچه پیغمبر هستند و یا اینکه با تردید در این موارد، همه ابلیس هستند و سزاوار دوزخ و جهنم و عذاب دنیوی و اخروی!

بعضی از این مقدس سازی ها آنقدر زیرکانه انجام می گیرد که پی بردن به حقیقت امر، کاری است سخت و دشوار. بهر حال لازم است برای پی بردن به اصل ارزشهای دینی و مذهبی مطالعات دقیقتر انجام داد و سپس به قضاوت نشست. هدف از این نوشته خدای ناکرده توهین به ارزشهای دینی و مذهبی این جامعه نیست بلکه روشن سازی بسیاری از پدیده ها و جریانات و اشخاص و اشیا از ارزشهای دینی و مذهبی است. من به هیچ عنوان نمی خواهم بی دینی و نظام سوکولاریسم را در کشور افغانستان توصیه کنم و نمی توان هم انتظار داشت که در جامعه ای که در طول قرنها، دین داری جز لاینفک زندگی مردم بوده است، دین و دین مدرای را به راحتی و آسانی نایده گرفت.کاری که متاسفانه اخیرا زیاد هم به چشم می خورد و عده ای از قلم بدستان در جهت نفی تمام ارزشهای دینی – مذهبی این جامعه برآمده اند اما غافل از اینکه بر فرض هم اگر همین دین داری و دین مداری را از این جامعه بگیرند باز چه گزینه و چه بدیلی ای را به جای درخت تنومند دین و دین داری و دین مداری برای مردم ارایه می کنند؟ از طرفی دیگر من در سطحی از علم و دانایی هم نیستم که بتوانم در مورد اصول و ارزسهای دینی مردم قضاوت کنم، به باور من حوزه باور و عقیده از حوزه ها و حریم های خصوصی انسانهاست و باید از هر گونه تعرض، مصئون باشد. خصوصا اینکه نمی توان به راحتی و با خواندن چند جلد کتاب، پا برهنه در فضا و حریم خصوصی مردم و انسانها وارد شد. کاری که متاسفانه در این کشور امری است رایج و بسیار راحت! هر کسی و هر شخصی در هر اندازه از سطح سواد و آگاهی به خود اجازه می دهد تا دیگران را تحقیر و توهین نمایند و فحش و دشنام دهند و یا هم در مورد او قضاوت کنند. چرا؛ به خاطر همان مقدس سازی و تقدیس سازی ای که متاسفانه در این کشور رسم گردیده و بهترین راه برای توهین و تحقیر دیگران و حتی حذفشان از مسیر قدرت و ثروت و زر و زور، به حساب می آید.

قدیس سازی زمانی در این کشور نمود عینی به خود می گیرد که بخواهی نسبت به پدیده ای اجتماعی – فرهنگی انتقاد کنی و اگر از لحاظ جامعه شناسی بخواهیم علل و موانع رشد جامعه را مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار دهیم با برخورد به یکی از همین قدیسه ها و مقدسات ساخته شده، دچار ایست شده و جرات پیشروی را نداریم. با کمال تاسف باید گفت که این قدیسه ها و مقدسات ساخته و پرداخته شده آنقدر قوی هستند که جز ساحت مقدس الهی به حساب می آیند و هر گونه تحقیق و بررسی و تجزیه و تجلیل در این ساحه به منزله دخالت در قدرت خداوند به حساب آمده و شخص و اشخاص نیز لقب جانی و بی دین و ملحد را دریافت می دارند و این یعنی یکی از عناصر و دلایل و پارمترهای اصلی عقب ماندگی و نقطه ایستار علوم و فنون. زیرا بحث و تجزیه و تحلیل در این ساحه یعنی شرک به درگاه خدا و جزای شرک هم یعنی مرگ! در صورتی که در آیین اصلی اسلام راستین نه تنها تحقیق و بررسی شرک و دخالت در امر خداوند نیست بلکه در آیه های متعدد قرآن کریم انسانها سفارش و امر به تفکر و تدبر در خلقت آسمانها و زمین گردیده اند اما دلیل چیست که علوم و فنون در این کشورها خصوصا افغانستان با در های بسته مواجه می گردند و نمی توانند شگوفا شوند؟ البته که همان آیین ِ تقدس سازی و مقدس نمایی!

به طور نمونه بسیاری از علمای دینی در سخنرانی هایشان همواره انسانها را به ترک دنیا و مال و اموال دنیا فرا می خوانند و در باب حکمت های فقر و نداری و تنگدستی موعظه ها می کنند اما وقتی نوبت به خودشان می رسد با حرص و ولع تمام نشدنی به دنبال زر اندوزی و مال اندوزی و جمع آوری دنیا هستند و کاخ ها می سازند و در آغوش زنان متعدد خویش می آرامند!

این موضوع مرا به یاد حکایتی می اندازد؛ یکی از نویسندگان ماهر و زبردست روسی با سرمایه داری آمریکایی مصاحبه ای دارد. در ادامه سولات این نویسنده از سرمایه دار آمریکایی می پرسد: نظر شما در مورد دین و دین داری و عدم جمع آوری مال و ثروت چیست؟ سرمایه دار امریکایی بالا فاصله جواب می دهد: البته که دین خوب است و ثروت و سرمایه و مال خوب نیست و مردم نباید به دنبال آن بروند و باید سعی کنند دنبال دین باشند. نویسنده می پرسد: اما چرا خودتان به توصیه ها و نصایح خویش عمل نمی کنید و سرمایه و ثروت عظیمی را گرد آوری کرده اید؟ سرمایه دار با خونسردی جواب می دهد: البته که من این حرفها را برای دیگران گفتم تا بروند پی کارشان و مزاحم من نشوند تا هرچقدر می توانم سرمایه و ثروت جمع آوری کنم.

حال این حکایت مصداق اوضاع و احوال جامعه افغانستانی من است. البته نه از طرف سرمایه داران مردم نهی نمی شوند برای جلب سرمایه و ثروت بلکه از طرف علما و همانهایی که برای مردم خویش را مقدس ساخته اند ! از جمع آوری مال و دارایی دنیا نهی می گردند تا خودشان به راحتی کاخ بسازند و یا هم که انسانهای دیگر را به جنت و کلید جنت سرگرم می کنند و خودشان در دبی و قطر و ترکیه و… با حوریان و دختران زیبا به خوش گذرانی و عیش و نوش می پردازند.

در این کشور انتحاری، سربریدن، قتل و کشتار، اختطاف، تکه پارچه ای سبز، دیوار و خشت، فلان رهبر و … مقدس است و کسی حق ندارد به مقدسات توهین کند و توهین به این مقدسات یعنی مرگ و درست در همین نقطه است که فلسفه و علم و دانش از پویایی و تحرک باز می ماند و اندیشه ها شگوفا نمی گردد و صدا ها در نطفه خفه می گردد و آغازی است برای تخقیر و توهین و سرزنش افراد و اشخاص و از همه بدتر اینکه بزرگترین منطق و استدلال این مقدساتِ خودساختۀ پوشالی و میان تهی، تهدید به مرگ است و هیچ گونه راهی برای گفتگو استدلال در برابر مخالفین و منتقدین خود ندارند و نتیجه همین گردیده که هر روز گراف خشونت و قتل و کشتار و انتحار بالا رفته و به اوج خود رسیده است و  امنیت به کیمایی دست نیافتنی برای مردم افغانستان بدل گردیده است. در این کشور قدیسه های ناپاک و مردارصفت، هیچ کسی حقی ندارد و حق همه در انحصار قدیسه ها هست.

در این سرزمین زن، طفل، دانشمند، روشنفکر هنرمند واقعی حقی ندارد. همه و همه باید ناچار در آیین قدیسه گان، مطیعان بی چون چرای قدیسه ها باشند یا اینکه ابلیس و شیطان رانده شده از درگاه خدایگان بی شمار قدیسان!و خطرناکتر اینکه شخصی به مرحله قداست برسد!!! دیگر هیچ قدرتی جلودار او نخواهد بود؛ به راحتی توهین می کند، تحقیر می کند و مردم را به استهزائ می گیرد و هر رفتاری که بخواهد با مردم انجام می دهد و نامش را هم دین داری و دین مداری می گذارد. در سایه این قداست ساختگی و پوشالی است که همیشه انسانهای دیگر مورد ظلم و تعدی و ستم قرار می گیرد و علوم و فنون نیز در این حوزه با ایست مواجه می شود و قدرتنمدان نیز روز به روز بر قدرت خویش می افزایند. قدرتی در سایه تقدس و قداست؛ ساحه ورود ممنوع برای عموم!

     عبدالحکیم حمیدی

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s