کرزی حریفان را ضربه فنی کرد

استاندارد

images

عبدالحکیم حمیدی

بالاخره بعد ازمدتها  فضای التهاب آلود و طوفانی در کشور،آرام آرام بازیها از پرده بیرون افتاد و تقریبا می توان حدس زد که جریانهای انتخاباتی به کدام سمت و سو در حرکت است. تا جایی که تقریبا می توان متوجه شد که تیم مورد حمایت رئیس جمهوری کرزی در انتخابات ریاست جمهور کیست؟ تیم زلمی رسول. تیمی که قبلا هم حدس و گمانهایی در مورد داشتن حمایت قوی از داخل ارگ در باره آن بر فضای رسانه ای کشور وجود داشت .اما اینکه چرا آقای کرزی از میان چهرهای مطرح دیگر، این تیم را برای خود انتخاب نموده است و اینکه چگونه توانست رهبران قدرتمند جهادی و چهره های مطرح قومی را حذف کند و به دنبال نخود سیاه فرستاد، خود ماجرای جالب است و اینکه اینبار واقعا آقای کرزی حریفان داخلی خود را ضربه فنی کرد و با فکر آرام به میدان کشتی با حریفان خارجی خویش خصوصا ایالات متحده آمریکا گام گذاشته است. می توان گفت که آقای کرزی با زیرکی و هوشیاری از سد حریفان خویش گذشت، حریفانی قدر و پر مدعایی چون عبدالرسول سیاف ، محمد کریم خلیلی، اسماعیل خان، حاجی محمد محقق، داکتر عبدالله عبدالله، جنرال دوستم و عطامحمد نور و تعدادی هم از حریفان دانه ریز اما پر سرو صدا.

در این نوشته سعی کردم تا در مورد این دام سیاسی  رئیس جمهور برای عبور از رقیبان قدرتمند قومی و چهره های جهادی پرداخته و همچنین نظری هم به تیم مورد حمایت ایشان یعنی زلمی رسول انداخته و زوایایی از این بازیهای پنهان را که تقریبا آشکار شده است ، نیز به بررسی گرفته ام.

رئیس جمهور کرزی از ابتدا با مشوش کردن و گل آلود کردن اوضاع سیاسی افغانستان ، همه رقیبان خویش را گیچ و سردرگم کرد. به هرکدام وعده حمایت در انتخابات را داد و کمر خیلی ها را برای انتخابات ریاست جمهوری سال 1393 کشور بست. اما هیچ گاه از مهره اصلی خویش یادی نکرد.

1-     داکتر عبدالله عبدالله؛ از ابتدا همه تقریبا می دانست که یکی از کاندیدان جدی در انتخابات آینده داکتر عبدالله هست که در دوره قبلی هم با آقای کرزی رقابت کرده بود و باید کرزی برای برنده نشدن وی در انتخابات برنامه ای می داشت. تشکیل اتحاد انتخاباتی در ابتدا برای کرزی و ارگ نشینان موجب نگرانی گردیده بود اماعجله و نپختگی سیاسی رهبران جهادی، بسیار زود این اتحاد را از هم پاشاند و راه را برای تیم کرزی هموار کرد. در ادامه نیز این تیم بیکار ننشست و با یک طرفند سیاسی از  عبدالهادی ارغندیوال داماد گلبدین حکمتیار، بهترین استفاده را نمودند. به طوریکه وی را به عنوان معاون اول داکتر عبدالله مطرح کردند و آنقدر در رسانه ها کار کردند که همه باور کرده بود تیم داکتر عبدالله تیمی قوی می باشد. اما غافل از اینکه پشتونها هیچ وقت در خط دوم و در پله ای پایینتر از اقوام دیگر قرار نمی گیرند. داکتر عبدالله هم فریب همین بازی را خورد و دل خوش کرد به حضور ارغندیوال به حیث معاون اول و محمد محقق به عنوان معاون دوم. این صف آرایی جنرال قدرتمند شمال دوستم را سخت ناراضی نموده و رفیق و یار غار خویش یعنی استاد محقق را رها کرد و برای پیدا کردن جایگاهی بهتر برای ازبک ها سرگردان گردید. اما در آخرین دقایق که دیگر راهی برای برگشت وجود نداشت آقای ارغندیوال پای خویش را از تیم عبدالله پس کشید و در واقع ماشین جنگی عبدالله فلج گشت و آقای محقق و داکتر عبدالله از روی ناچاری و در ماندگی دل به اینجنیر محمد خان خوش کردند، شخصی که حتی رای لازم را برای پارلمان دوره قبل را نداشت. اما چاره ای هم نبود. با باور آقای محقق، قرار گرفتن جنرال دوستم در کنار ایشان می توانست جبهه شمال جنوب را تشکیل داده و آینده کشور را تیره و تار گرداند. اما حالا شاید این تیم ضربه شده، حضور جنرال  دوستم را از خدا می خواستند اما دیگر دیر شده بود و جنرال دوستم در بازی دیگری غرق شده بود.

در اصل به این شیوه آقای کرزی تیم داکتر عبدالله و خصوصا استاد محقق  را ضعیف ساخت و احتمال بردشان را هم بسیار کم کرد.

n00049230-b

2 – عبدالرب رسول سیاف؛ چهره مقتدر جهادی دیروز و چهره سیاه جنگ های داخلی! رئیس جمهور کرزی اورا هم فریب داد  و به او وعده حمایت داد. سیاف هم برای تشکیل تیم خود چهره های جهادی را در کنا رخویش گرد آورد و احتمالا به اشاره آقای کرزی، اسماعیل خان دیگر رهبر جهادی و امیر عمومی زون غرب، وزیر آب و برق دوران کرزی به تور سیاف افتاد. اسماعیل خان و تعدادی از رهبران تاجیک از عملکرد برادران پنجشیری خصوصا داکتر عبدالله در دوران حکومت آقای کرزی ناراضی بودند و در جلسه ای هم به صراحت به اعتراض پرداخته و ایشان – پنجشیری ها – را متهم می کردند که امتیازات تاجیک ها را برای پنجشیر، قبضه کرده اند. بدین ترتیب تیم آقای سیاف هم طبق احتمالا صلاحدید آقای کرزی تشکل گردید به امید حمایت رئیس جمهور کرزی، زهی خیال باطل!

در اصل رئیس جمهور کرزی با این حقه سیاسی دو نفر رهبر قدرتمند جهادی را هم از راه خویش دور و سرگرم ساخت.

3 – محمد کریم خلیلی؛ رهبر حزب وحدت اسلامی مردم افغانستان که در رقابتی سخت با حاجی محمد محقق برای رهبری جامعه هزاره قرار دارد و مدت سالیان متمادی است که از آدرس جامعه هزاره برای خود و خانواده خویش آرگاه و بارگاه ساخته، مال ومنال زیادی را برای خویش و خانواده خویش اندوخته و به نام نمایندگی از مردم مظلوم و زجر کشیده تاریخ یعنی هزاره، بر اریکه قدرت و معاونت ریاست جمهوری تکیه زده است و آرام و بی سرو صدا مصروف زر اندوزی خویش است و شهرک می سازد و به نام برادرش می خواند تا کسی متوجه نشود. اما این رهبر زیرک  با هوش هم با تمام تجربیات و زرنگی اش در دام آقای رئیس جمهور کرزی افتاد  و می رود که دوران قهقرایی و سیر نزولی خویش را آغاز نماید.  رئیس جمهور برای حذف وی از دیگر مهره پشتون استفاده کرد: داکتر اشرف غنی احمدزی!

رئیس جمهور بازار داکتر اشرف غنی احمدزی کوچی را آنقدر گرم کرد که همه حدس می زدند احتمالا برنده انتخابات اشرف غنی احمد زی می باشد. فردی که تمام رویایش رسیدن به چوکی ریاست جمهوری است و پادشاهی کوچیان در افغانستان. وی آنقدر برای این پست و مقام حریص گردید که حتی جنرال دوستم را به عنوان معاون اول خویش پذیرفت  همان جنرال دوستمی را که تا چند سال پیش قاتل حرفه ای خوانده بود. این بازیها برای انسانهای هوشیار یک پیام ارزنده دارد و آن اینکه این انسانها برای رسیدن به قدرت و سلطه چه اشتهایی دارند و از هر گونه ابزار و سیاست و مکر و حیله در راه رسیدن به قدرت استفاده می کنند و برای بلعیدن مردم حاضرند تا هر کاری که فکر می کنند می تواند برای رسیدن به اهداف قدرت شان مفید است را انجام دهند. اینان به واقع پیروان ماکیاول هستند و اگر ماکیاول می دانست که روزی در افغانستان اینهمه طرفدار سینه چاک خواهد داشت یقینا ادعای پیامبری می کرد.

گرم کردن تنور کاندیداتوری آقای اشرف غنی، کریم خلیلی را دست پاچه کرد و به قول معروف از حول حلیم به درون دیگ افتاد! جنرال دوستم هم از خدا خواسته این فیض عظمی را به فال نیک گرفت و برای مردم ازبک دست آوری بزرگ به حساب آورد و خدایش را شاکر گردید و معاونت اول داکتر اشرف غنی را پذیرفت. آقای خلیلی هم برای اینکه عقب نماند و جایگاهش در دوران بعد محفوظ بماند و عملا پشت پرده همان معاون دوم باشد فردی چون سرور دانش را برای معاونت دومی آقای اشرف غنی انتصاب کرد و به مردم فهماند » من کنت مولا فهذا سرور دانش مولا» .سرور دانش با احترام به شخصیت علمی شان، شخصی خنثی و بیکاره هست  و در دوران وزارتش در وزارت عدلیه یکی از افتخاراتش این مساله بود که از مردم هزاره کسی را در وزارت عدلیه انتصاب نکرده است. فردی ضعیف و ناتوان در صحنه عمل و از لحاظ جایگاه مردمی هم در حد صفر!

به این طریق آقای کرزی سه نفر مهم و عمده را به دام انداخت ؛ داکتر اشرف غنی احمدزی، استاد خلیلی و جنرال دوستم. اما برای حذف کامل این تیم که تقریبا یکی از تیم های جدی در کارو زار انتخاباتی آینده است رئیس جمهور کار دشواری پیش رو دارد و حتما مشغول برنامه ریزی هست. به طور نمونه حزب ملت افغانستان به رهبری داکتر جعفر مهدوی که نیز عجولانه با داکتر اشرف غنی احمد زی در حال بیعت کردن بود در حرکتی روز جمعه با حواریون و یاران خویش ار ولایتهای مختلف رسما از بیعت خویش با داکتر زلمی خان رسول پرده برداشت و به ایشان پیوسته ، اردوگاه داکتر اشرف غنی را ترک کرد. اما برنامه های دیگری هم در جریان هست که چهره های مهم دیگر رانیز به اردوگاه زلمی رسول دعوت نمایند. مثلا استاد عطامحمد نور حامی قدرتمند داکتر عبدالله، ستاد اتنخاباتی قیوم خان کرزی و…

به طور حتم تا رسیدن به دقایق نود بازی، تیم آقای داکتر اشرف غنی احمد زی هم فلج و زمین گیر خواهد شد. تا اینجای بازی برد به نفع تیم آقای کرزی یعنی زلمی خان است. رهبران و چهره های جهادی هر کدام پراکنده و آواره شدند و دیگر احتمال جمع شدن ایشان پیرامون یک محور کاری سخت و دشوار و تقریبا غیر ممکن است. کاری که در دوران جنگهای داخلی امکان پذیر نشد.

4 – حضرت صاحب صبعت الله مجددی؛ خاندان مجددی از دیر باز در تاریخ سیاسی کشور از حاشیه سازان این  تاریخ بوده اند و اگر چه کدام خطری ندارند و تقریبا با تمام نظام های سیاسی کشور هستند اما حکایت صبغت الله مجددی با قهر و آشتی هایش واقعا جالب و مثال زدنی هست. اینبار قهر آقای مجددی به بهانه عدم امضای موافقت نامه امنیتی و به قول خودش هجرت به دیار دانمارک، دل آقای کرزی را به طور کلی جمع کرد که اگر چنانچه کوچکترین مشکلی از ناحیه ایشان صورت می گرفت دیگر آن مشکل هم وجود نخواهد داشت و رئیس جمهور کرزی هم از خدا خواسته این قهر را به فال نیک گرفت.

5 – قیوم کرزی؛ برادر رئیس جمهور کرزی، که برای قربانی شدن در بازی قدرت خود را – شاید هم با اشاره برادرش رئیس جمهور کرزی – کاندید نموده است. رئیس جمهور کرزی به خوبی می داند که مردم و جامعه جهانی وی را در انتخابات بی طرف نخواهند دانست و هیچ گاهی هم بی طرفی رئیس جمهور کرزی در انتخابات ریاست جمهوری آینده قابل باور نخواهد بود. لذا برای رد گم کردن و خاک پاشیدن به چشم مردم و جامعه جهانی باید قیوم خان کرزی بازیگر این بازی باشد. به این ترتیب که اگر زمانی مردم و رسانه ها و جامعه مدنی و جامعه جهانی رئیس جمهور کرزی را به دخالت در انتخابات متهم نمایند وی به صراحت خواهد گفت : » اگر من قصد دخالت در انتخابات را می داشتم به نفع برادرم قیوم خان در انتخابات ، دخالت می کردم .»

اما احتمال هم می رود که به زودی تیم برادر رئیس جمهور کرزی به نفع زلمی خان کرزی کنار برود و این تیم نیز به کاروان زلمی خان خواهد پیوست. فعلا راه برای ریاست جمهوری زلمی خان و تیم ایشان تا حدی هموار شده است.

6- رئیس جمهور کرزی و جامعه جهانی؛ در این مساله شکی نیست که رئیس جمهور کرزی از تمام توان خویش در جهت کسب حمایت جامعه جهانی و خصوصا ایالات متحده آمریکا برای تیم موردنظرش استفاده کرده است. اما وقتی در همه جا با در بسته مواجه شد باز تصمیم گرفت تا پیمان امنیتی با ایلات متحده آمریکا را به گروگان بگیرد و یقینا یکی از مسائلی که پشت پرده لج بازی های رئیس جمهور مطرح هست همین مساله می باشد. اما اینبار رئیس جمهور به خوبی متوجه شده است که آمریکا و جامعه جهانی قصد تغییر مهره در افغانستان را دارند و به هیچ روی از نامزد مورد علاقه آقای کرزی حمایت نخواهند کرد لذا آقای رئیس جمهور در چرخشی سیاسی اینبار بر مواضع گذشته تاکید و اصراری ندارد و تنها خواسته رئیس جمهور کرزی از جامعه جهانی و ایالات متحده آمریکا این نکته است که اگر از نامزد مورد حمایت من حمایتی نمی کنید پس از دیگران هم حمایتی نکنید و اجازه بدهید انتخابات سالم و شفاف باشد. نکته ای که در ظاهر منطقی است اما در باطن نمی تواند چندان هم درست باشد. با درنظرداشت صف آرایی آقای کرزی در کمیسیون مستقل انتخابات، وزارت امور داخله و دفاع ملی و حمایت والیان و لسوال ها و بزرگان و ریش سفیدان در جرگه بازی های مد شده در دوران ایشان و نزدیک شدن به طالبان  و حزب اسلامی گلبدین حکمتیار و حامیان منطقه ای ایشان خصوصا ایرانی ها  – که با امضا نشدن پیمان امنیتی خوش هستند – می توان انتظار داشت که با بسیج همه این نیروها و با استفاده از فرمول تقلبات سازماندهی شده به طور حتم تیم مورد نظر آقای کرزی به قدرت خواهد رسید؛ تیم زلمی خان رسول!

البته ذکر این نکته لازم است که رئیس جمهور کرزی هیچ گاهی از دیگر تیم ها حمایت نخواهد کرد زیرا تیم های تقریبا هدفمند و دارای شخسیت های مطرح و تاحدی هم با نفوذ، قدرت و سلطه خاندان کرزی را به خطر خواهد افگند و پس گرفتن قدرت از این چنین تیم ها و اشخاص هم کار غیر ممکن است. مثلا اشرف غنی احمدزی خود را آدم بسیار فهمیده و سیاستمدار نشان می دهد همین مساله باعث شده است که آقای کرزی از وی حمایت نکند. در کل می توان گفت تیمی که دارای برنامه و هدف و شخصیت های مهمتر باشند با خواست درونی و نیت قلبی رئیس جمهور کرزی در تضاد هست و قطعا حمایت نخواهد کرد. رئیس جمهور بیشتر به دنبال تیم های ضعیف و بی برنامه و عناصر خنثی و بی اراده و بی توقع هست و بهترین گزینه هم گزینه تیم  زلمی رسول می باشد.

اما تیم زلمی رسول:

زلمی رسول فردی آرام و بی خاصیت است و قطعا نقش سمبولیک را در کرسی ریاست جمهوری خواهد داشت و در پشت پرده تمامی کارها به دستور و اراده آقای کرزی خواهد بود ( بازی پوتین و مدودف اما با زمینه افغانی آن ). وقتی کارنامه ناموفق آقای زلمی رسول در وزارت خارجه بررسی می کنیم، هیچ نکته بارز و قابل توجهی در سیاست خارجی کشور وجود ندارد و جز بدنامی در نمایندگی های سیاسی کشور در کشورهای خارجی و درگیریهای سفیر و کنسول و رشوه و فساد اداری و خویش خواری نکته برجسته ای واقعا در وزارت خارجه دیده نمی شود. در تمام کشورهای دنیا وزارت خارجه نقشی مهم در حیات سیاست خارجی کشورها بازی می کند و افراد و اشخاص با گرایش ها و رویکردهایشان در پست وزیر امور خارجه در واقع مبین مسیر سیاست خارجی همان کشور است اما در افغانستان مانند همه نهاد های فساد انگیز و بی درایت ، وزارت خارجه نیز یک سیاست و پالسی مشخصی را ندارد. نداشتن برنامه و پالسی و عزم و اراده در حاکمیت قانون و تطبیق عناصر دمکراسی در افغانستان تقریبا امری عادی است و کسی به آن فکر هم نمی کند. تمام اعمال و امورات مهم کشور در ارگ ریاست جمهوری و به دست شخص رئیس جمهور است و دیگر وزارت خانه ها عملا سمبیلک و سرگرم روزمرگی ها هستند در اصل هیچ وزیری بدون اجازه ارگ نشینان و تیم مافیایی ارگ حتی اجازه نوشیدن آب را هم ندارند. پس در این قسمت ضعف زلمی خان تاحدی منطقی است چون اصلا اساس و برنامه در همین بی برنامگی است و باید اوضاع و احوال همین گونه باشد. اما قرار گرفتن احمدضیا مسعود و حبیبه سرابی در کنار زلمی رسول بسیار جالب و قابل توجه هست.

الف – احمد ضیا مسعود، به باور و زعم استاد محقق فردی که نه اقبال داخلی دارد و نه اقبال خارجی و به احتمال قوی چندان شخصیت قابل قبول و پذیرفته شده در بین حتی تاجیک ها نمی باشد. اما به قول خودش در دوره معاونت کرزی ، یک اشتبنی ، خواهد بود و به نمایندگی از قشر تاجیک های جامعه نقشی سمبلیک خویش را با تکیه زدن بر کرسی معاونت اول ریاست جمهوری ایفا خواهد کرد.

ب- خانم حبیبه سرابی، از تیم و قماش  سیاسمتدارن خنثی هزاره در تاریخ سیاسی افغانستان. اصلا به مقدمه چینی ضرورتی نیست فقط کافی است تا به بامیان باستان ،قلب افغانستان در دوران پادشاهی ایشان بنگرید آنوقت همه مسائل واضح و آشکار خواهد گردید. تظاهرات ها و اعتراضات و اعتصابات مردم بامیان و خصوصا مرحوم جواد ضحاک رئیس شورای ولایتی بامیان، مدال گرفتن الاغ به سپاس خدمات ارزنده شخص الاغ در آب رسانی به مردم بامیان آنهم بدون هیچ گونه توقع و ادعایی، کاهگل کردن بخشی از سرک بامیان، قرار دادن یک الکین بزرگ در میدان بامیان و…. همه و همه در دوران حاکمیت خانم سرابی در بامیان صورت گرفته است. جواد ضحاک در مصاحبه ای با یکی از رسانه ها اشاره می کرد که بامیان اصلا چیزی به نام مستر پلان انکشافی – توسعه ای – ندارد. البته قصد توهین و اهانت به این بزرگوران زر اندوز را هیچ وقت نداشته و ندارم. اما وقتی تاریخ سیاسی هزاره را مطالعه می کنیم و در مقایسه با ادوار گذشته اختناق و خفقان سرکوب این دوره را بررسی می کنیم واقعا دل انسان به درد می آید از اینهمه سازش و معامله گری و بی عرضه گی رهبران سیاسی مان! نفاق و جدال های داخلی و سازش ها و نبود عزم و اراده خدمت به ملت با در نطرداشت قدرت سیاسی ایشان انسان را می آزارد. البته از حبیبه سرابی چه گله باید داشت که بامیان دور است و در برنامه محرومیت سیاسی ارگ نشینان!

اما کابل و دشت برچی همین تخته خیز و پرتاب رهبرانی چون  اساتید محقق و خلیلی و صادق مدبر در محرومیت و مظلومیت و بی کاری و فقر غرق است  و از خدمات شهری هم بی بهره! با کدام زبان می توان اینهمه عقب ماندگی و بی برنامگی و معامله گری ایشان را در طول سیزده سال در چوکی معاونت ریاست جمهوری آقای خلیلی و ادراه امور صادق مدبر- که تقریبا حکم صدراعظم را دارد –  و رهبری و سیاست های احساسی، مقطعی و زودگذر استاد محقق توجیه کرد؟؟؟ الله اعلم. با کدام منطقی می توان خود را راضی کرد که برای حمایت آقای سرور دانش و یا هم حبیبه سرابی به پای صندوق های رای برویم؟؟؟

شاید شما خواننده محترم مرا متهم کنید فقط انتقاد کرده و راه حلی ارایه نکرده ام و یا همه را به دید منفی نگاه کرده ام. خودم هم اعتراف می کنم که راه حلی ندارم. اصلا اوضاع را اینگونه ساخته اند که کاری نمی توان کرد. در گیریها و چشم و همچشمی های آقایان خلیلی و محقق و صادق مدبر و بادمجانهای دور قاب چین ایشان و بعصی هم رهبر نماها !!! مردم ما را به خاک سیاه خواهد نشاند. بی شک نمی توان نقش عوامل بیرونی و اقوام دیگر را در این بدبختی و بیچارگی را نادید انگاشت اما در مرحله اول مقصر این وضعیت فلاکت بار و مرگ سیاسی جامعه ما همین رهبران خود ماست که هر از چند گاهی به نام ها و عناوین مختلف مردم را به احساسات واداشته و از احساسات مردم مان سو استفاده کرده اند. من در قدم اول مقصر اصلی این بدبختی و رنج جامعه خویش را همین بی برنامه گی، بی نظمی، عدم اتحاد و یک پارچگی و رقابت های کورو ناسالم رهبران خویش می دانم تا دیگران. به علت همین کمبودات و حرص  و و لع قدرت در بین رهبران خودی مان هست که امروز هم خودشان حذف می شوند و هم همین مردم را از حقوق حقه شان محروم می سازند و این یعنی درد. از ماست که بر ماست و یا هم به فرموده درخت : تبر دسته از خود من دارد و مرا از پای در می آورد!

اگر این بزرگان و رهبران خصومت های شخصی وغرور خود را کنار می گذاشتند و با یک اجماع عمومی و هدفی واحد و استراتژی مشخص به مبارزات و کارزار انتخاباتی پای می گذاشتند امروز ما مجبور نبودیم که  دست به دامان کسانی شویم که هیچ سابقه خدمت در کارنامه شان وجود ندارد و جز حلقه غلامی نمی تواند برای مردم ما سودی داشته باشد. هر انسان با وجدان و آگاه و بیدار باید بی درایتی  و سو مدیریت رهبران سیاسی مان را پرسان کند.

اما اینکه تا به کی این دور باطل و شخصیت کشی در هزاره ادامه خواهد داشت و رهبران در جدال و رقابت منفی و ناسالم خویش و کسب منافع خویش، منافع مردم را قربانی خواهند کرد سوالی است که پاسخ به آن مشکل است و جز تن دادن ایشان به خرد جمعی و شخصیت سازی و اجماع عمومی ممکن و میسر نخواهد بود . افسوس از دورانی که از دست رفت و دوارنی که از دست خواهد رفت.

عبدالحکیم حمیدی

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s