جشنوارۀ هشتم تیاتر ملی افغانستان؛ «فَول در دقیقۀ نود»

استاندارد

مقدمه: تیاتر، هنری است کهن، به درازای تاریخ. بشر با هنر پیوستی ناگسستنی دارد.بی جا نیست اگر بگوییم «جوهرۀ خلقت انسانی هم با هنر، 10610662_816974845020299_4273083157357472711_nآغشته است. هنری قدسی.» خلقت این موجود افسانه ای بنام انسان با قدرت عظیم عقل و منطق و تفکر، خود هنری است. هنری که باز«پرومته» را خلق کرد و به «زئوس»، خدایی بخشید تا در برابر دروغگویی و پیمان شکنی، سخت به خشم آید. «ژوپیتر» هم در اصل پرداختۀ همین قدرت هنر است. هنری که اسطوره های عظیمی را خلق کرد و به پایۀ اکمال رسانید. تیاتر اما در بین خانوادۀ هنرها، جایگاهی عظیم دارد. یکی از هنرهای هفتگانه هست. از آغازین روز تولدش، شاید با تولد انسان همراه شده باشد، با وی رشد کرد و نفس کشید، در تکاپویی سخت در ادوار تاریخ خود را به دوران ما رسانید. تیاتر نفس می کشد و حتی روح دارد. از روح تیاتر است که شاید روحمان تازه می گردد. داشتن نگاهی صرف «تفننی» به هنر تیاتر، در بین کشورهای عقب مانده و جهان سومی، جرثومه ترین نوع نگاه سخیف انسان این سرزمین هاست به هنر تیاتر. هر چند نمی توان تفنن و سرگمی را از دامان هنرها زدود، اما فروکاست آن نیز به دلقک منشی و حرکات تمسخرگونه نیز کاری است بس نابخردانه و جفا در رسالت عظیم این هنر. اما همین حرکت جوهری و حتی انتقالی تاریخ که در دل خود هنرها را نیز پروراند، تیاتر را نیز پرورانید و به وجه بهترین ارایه نمود.

زبان تیاتر، زبان بازگویی دردها گردید، راوی رنجها و شادی ها و غرور و استقامت و رادمردی گشت. امید بخشید و فرایندها را حیات داد. درس ها داد و دلها را بیدار ساخت. با هر نفس خویش، خوی و خصلت انسانی را بارور کرد و به کمال نزدیک ساخت و انسانی که با میل خود برای رسیدن به غایت، هنر را پروراند و یا شاید هم که از هنر خویش، تاریخ را ساخت و یا هم هنر بود که همه چی را شکوفا ساخت. این هنر بود که آرام آرام از دل تاریخ سربرآورد و خود را به زبانی مشترک برای گفتگوی بین انسانها بدل ساخت تا هیچ مترجمی به کار نباشد.

اما همین تیاتر شوربختانه در سرزمینی بنام افغانستان، در شوره زار ماند و مانند همنوع و همزات خویش، انسان، چون پرومته در زنجیر گشت. نه انسانه را پای رفتن بود و نه هنر تیاتر را نفسی برای کشیدن و این آغاز یک درد جانکاه بود.

«فول دقیقۀ نود»

باز هم حرکتی ناشیانه و خطایی آگاهانه و زیرکانه در یک حرکت کلان هنری در افغانستان. بسیار متاسف باید بود برای حرکت هایی که از درون و به نام فعالیت های فرهنگی و هنری آغاز می کردد و در نهایت به سبوتاژ و عقیم سازی کل جریان فرهنگی و هنری می انجامد. جشنوارۀ هشتم تیاتر ملی افغانستان که از تاریخ 26 الی 28 میزان در کابل برگزار گردید، در ابتدا امیدواری های زیادی را بر انگیخت؛ برای زنده ماندن و روشن نگهداشتن چراغ کم فروغ و محجور هنر در افغانستان. تلاشهای زیادی از طرف مسئولین برگزار کننده جشنواره یعنی تیاتر ملی افغانستان انجام گرفت و نمایشهای زیادی از ولایات دیگر و خصوصا کابل، در این جشنواره دعوت گردید و حتما بودجه ای هم مصرف شد اما چه مقدار؟ سوالی که مانند همۀ سوالات دیگر در تاریخ این کشور بی جواب خواهد ماند. ظاهرا از افتتاحیه تا روزهای نمایش همه چی بسیار عادی و طبیعی پیش می رفت. لبخندها و تشویق ها و بازی های هنرمندان به طور نرمال در جریان بود. اما شاید ،با در نظر داشت تجربیات اینگونه جشنواره ها، باید انتظار می داشت که این آرامشی است قبل از طوفان. آرامشی که بسیار زود به طوفانی ویرانگر تبدیل خواهد شد. اما این آرامش ظاهری دیری نپایید و بالاخره بازیگران پشت پرده و مافیایی از وزارت اطلاعات و فرهنگ و بعضی انسانهایی از جنس لمپن های هنری در لباس داوران، برهم زندند تا بار دیگر اثبات کنند که نباید حرکتی شایسته و مناسب و در خور شان یک کنش فرهنگی در این کشور صورت گیرد.

با تمام احترامی که برای مسئولین جشنواره قایل هستم و زحماتی را که برخی از دوستان در برگزاری این جشنواره متقبل شده اند، به دیدۀ قدر می نگرم اما ناگزیرم از اینکه نکاتی را برای روشن شدن اذهان مردم خویش به عرض برسانم و امید است که حداقل لمپن های هنری مان را متوجه بسازیم تا دست از خرابکاری در عرصۀ هنری افغانستان شسته و برای ارضای امیال خویش راهی دیگر بجویند.

1 – برگزاری و تدویر جشنواره در نفس خود کاری است قابل قدر و شایسته و به هیچ عنوان نمی توان در نفس و ذات آن ایرادی را وارد دانست و در این زمینه این حرکت بزرگ فرهنگی را می ستاییم.

2 – مدیریت جشنواره و امکانات هم در زمان اجرای برنامه ها و هم پذیرانی و محل بودو باش هنرمندان، قابل تقدیر هست.

3 – نحوۀ تقسیم بندی نمایشها و انتخاب نمایشهای برتر خوبیها و مشکلات بسیاری را داشت که ذیلا به آن اشاره می گردد:

الف- تقسیم بندی به دو ردۀ نمایشهای بلند (45 دقیقه به بالا) و نمایشها متوسط (زیر45 دقیقه) تا حد زیادی قابل قبول می باشد و می تواند نوعی خلاقیت را بیان دارد و امیدواری اینکه جشنواره های تیاتر در این کشور، در حال نزدیک شدن به استاندارد جشنواره های بین المللی هست و در نظر گرفتن سه نمایش اول و دوم و سوم برای هر تقسیم بندی هم می تواند حرکت خوبی باشد.

ب- اما در نظر نگرفتن بهترینهای نویسندگی، کارگردانی و هنرپیشه گی در این جشنواره، شکافی بود که باید پر می شد. اما ظاهرا این نقیصه جبران نشد. شاید اگر این موارد گنجانده می شد اثرات جشنواره به مراتب بهتر می شد. اصولا نمی توان یک اثر هنری را بدون در نظرداشت کارگردان به عنوان سکاندار اصلی و نویسنده و هنرپیشه های آن مورد قضاوت قرار داد. متن قوی است که دست کارگردان در بازی گرفتن از هنرمند و هنرپیشه باز می کند و کار را زیبا می سازد. اما دوستان عزیز، نمی دانم بر کدام مبنا، تیاترها را درجه بندی کردند.

اما بعنوان نکته داخل قوس لازم به ذکر است از آنجا که لمپن های داوری طبق معمول «فول دقیقۀ نود» را انجام می دادند می توان حدس زد که اگر این عناصر هم در اعلان بهترین ها گنجانده می شد چقدر باز دستان این لمپن ها برای خرابکاری و ارضای خواهش های نفسانی شان باز می شد؟!

ج – نبود هیچ گونه تفکیک در سبک نمایشهای انجام شده، نقص بزرگی بود که متاسفانه جشنواره را به چالش کشید. با کمال تاسف برای مسئولین جشنواره و هیات داوران محترم ، بین یک نمایش سادۀ مکتبی، یک نمایش خیابانی و یک نمایش آموزشی در خصوص شستن دستها با صابون بعد از رفع حاجت، چندان فرقی نبود. به نظر می رسد که دوستان عزیز شاید تعریفی از نمایشهای کلاسیک، مدرن، سمبلیک و موزیکال ودر کل تعریف یک «درامه» را با دیگر سبک های ذکر شده نمی دانند و لازم بود در این زمینه در هیات محترم داوران افراد پخته و مسلکی را بر می گزیدند تا آبروی جشنواره هستم تیاتر ملی کشور، با حاتم بخشی ها، برخوردهای سلیقه ای، ندانم کاری ها، معاملات پشت پرده و دخیل شدن در بازیهای سیاسی کثیفی که این روزها در افغانستان مُد شده است، برباد نمی رفت.

د – تیاتر در دنیای مدرن امروز با نور و دکور پیوندی عجیب دارد. در واقع نور و دکور و میزانسن هست که ارزش یک کار هنری مدرن را نمایان می سازد. اما در این جشنواره، نمایشهای ارایه شده هیچ استفاده ای از نور و رنگ ها نکرده بودند. اما باز هم از دید «داوران؟!!!» پنهان ماندند. واقعا باید پرسید که داوران بر چه اساسی قضاوت کردند؟

4 – انتخاب هیات داوران: جالب ترین بخش این جشنواره انتخاب هیات داوران بود که تمام هست و نیست جشنواره را بر باد دادند. ظاهرا این لمپن های1910484_816974848353632_6312109764069762106_n عزیز سوگند خورده بودند تا این حرکت باید عقیم گردد. قضاوتهای سلیقه ای، نبود داوران مسلکی و در گیر شدن در مسائل حاشیه ای و استدلالهای مفت و بی بنیاد و بی پایه و اساس باعث گردید که برخی نمایشهای سطحی در صدر قرار گیرند و بهترین ها را به خود اختصاص دهند به طور نمونه ظاهرا استدلال کرده اند که نمی توان از یک ولایت (هرات) دو تیاتر راحایز رتبه کرد و مسخره ترین استدلالی که می شود را بکار بردند و برای پایه همین استدلال مسخره و پوچ و بی ارزش و جاهلانه نتیجه گرفتند که باید تیاتر «تضاد» با تمام خوبی هایش که تحسین همگان را بر انگیخته بود را حذف کنند. با همین نوع نگاه لمپنیسم و جاهلانه هیات محترم داوران با تاسف درامۀ جانداری مانند «تضاد» از کانون فرهنگی و هنری سیمرغ فیلم با سالها تجربۀ حضور در جشنواره های ملی و بین المللی و ورکشاپ های متعدد تیاتر، در این جشنوارۀ نام نهاد، قربانی کج سلیقه ای، نادانی و عدم آشنایی لمپنیسم داوری قرار گردید. حتی به شهادت تماشاچیان این تیاتر، بعد از اجرا، علاوه بر تحسین تماشاچیان تشویق میهمانان ویژه وزارت اطلاعات و فرهنگ – آقای جلال نورانی و معین فرهنگی وزارت – را نیز برانگیخته است.

به نظر من با در نظرداشت اینگونه نواقص مشهود، کمبودات و کم کاری های زیادی که در این جشنواره رونما گردید، دیگر امیدی به آیندۀ حرفه ای هنر تیاتر- خصوصا مدرن سازی تیاتر- نمی توان داشت. هنری که در این کشور خواهد ماند رشد وپیشرفتی نخواهد کرد و بعد از هشت دوره جشنواره تیاتر ملی در افغانستان، در حد و اندازۀ تیاترهای مکتبی- آموزشی برای بیان سخیفی از پیام هایی بی کاربردی چون عدم خشونت علیه زن و شستن دست ها با صابون بعد از قضای حاجت باقی خواهد ماند. به همین دلیل هست که احساس می کنم حضور دراین جشنواره نماها بیشتر استعداد کُشی هست تا تشویق و متاسفانه حرکت هایی پروژه ای می باشد برای کسب درآمد عده ای معلوم الحال که سالیان سال است با جاخوش کردن در نهادهای فرهنگی خارجی و داخلی، بدنبال خواسته های خود هستند و از هنر و هنرمند در این کشور به عنوان پروژه استفاده می کنند.

نمایشهای مکتبی ای که در مسیر راه ولایت تا پایتخت ساخته می شود، کلیشه ای است، نو آوری ای ندارد، از سبک های نوین تیاتری بی بهره هست، تمرین به روی این نمایشها شاید حداکثر یک هفته را در بر می گیرد، برای این گونه جشنواره ها خوب و مناسب هست، اما کارهای کمی تخصصی تر دراین جشنواره ها دیگر جایی ندارد و نباید امیدی به بهبود داشت. شاید در این خصوص بیشتر از این نتوان گفت که این گونه جشنواره ها چقدر می تواند روی روحیۀ هنرمندان تاثیرات منفی داشته باشد. با تاسف و شوربختانه برخورد پروژه ای به مساله ای عادی در افغانستان تبدیل شده است و سالهاست که دامان هنر را نیز لکه دار ساخته است.

در این مورد همین بس که جشنواره های ملی تیاتر افغانستان تا شش دوره هر ساله برگزار می شد و تمویل کنندگان بسیاری داشت. اما بعد از دوره ششم، دیگر تمویل کنندگان حاضر به حمایت نشدند. زیرا آنها هم به همین نتیجه رسیدند که نتیجۀ مطلوب بدست نمی آید. بالاخره با عذر و التماس فراوان قرار شد هر دو سال یک بار برگزار شود شاید در دوسال فاصله، اندکی کارها بهبود یابد. اما ظاهرا چنین نشده است.

بهرحال امیدوام که دوستان گرامی با دیدی نوتر به جشنواره و نقش آن بیندیشند و از هنر و هنرمند پروژه ساختن را توقف دهند.

عبدالحکیم حمیدی

1/8/1393

—————————————————————-

پی نوشت : کانون فرهنگی و هنری سیمرغ فیلم بعد از سالها حضور در جشنواره های بین المللی تیاتر در کشورهای هندوستان( 2008،2009،2010،2011) ترکیه (2012می ) سوئدن (آگوست 2012) و جشنواره تیاتر ملی افغانستان( دوره سوم،چهارم، پنجم و ششم با کسب عناوینی دومین تیاتر برتر کشور، بهترین بازیگر زن و.. ) تقدیم نمایش های موفق و تدویر ورکشاپ های تیاتری در هرات و کابل همراه با:

Bond Street Theater from New York , American Voice Association, National Theater of Afghanistan and Bergen Theater from Norway , BBC, Helena Woldman
و اجرای نمایشهای موفق در خارج و داخل کشور در ولایات هرات، کابل، بامیان، قندوز در زمینه های مختلف حقوق بشری، زنان، اطفال، جلوگیری از تضادهای فامیلی و جلوگیری از خشونت علیه زنان، انتخابات و تشویق مردم در انتخابات، با نمایش «تضاد» در جشنواره هشتم تیاتر ملی افغانستان «میران 1393 »حضور داشت.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s