روز جهانی قدس

استاندارد

۱ ـ دنیای مدرن امروز بیشتر از هر چیزی، مدیون فلسفه دوره رنسانس هست که به بیداری جامعه غرب انجامید. اندیشمندان بزرگی چون هابز، کانت، هگل، مارکس، هیوم، روسو، دورانت و… هر چند در برخی موارد در تضاد همدیگر، اما در کل از یک نقطه حساس، عزیمت خویش را آغاز کردند؛ آغاز زندگی انسان با قدرت گیری خداوند زمینی!
در طول ده قرن قرون وسطی، قدرت خداوند آسمانها بر جهان غرب، سیاهی و تباهی انسانیت با قدرت و سیطره کلیسا، هر روز نمودار می گشت؛ بخشش گناهان توسط کلیساها با دریافت پول از گناهکاران در مراسمی بنام اعتراف؛ فروش بهشت و دادن قباله زمین با مهر و امضا کلیساها؛زنده سوزاندن دانشمندان و اندیشمندان بزرگ؛ محاکمه گالیله در سال ۱۶۱۰ از سوی کلیسا(۱) نموهه های بارز و آشکاری هستند که قدرت خداوند آسمانها که متاسفانه در اختیار کشیشان و پدران مقدس قرار گرفته بود، عرصه زندگی بر جهان غرب را هر روز تنگتر و تنگتر می کرد. بهر حال بزرگترین دست آورد رنسانس، از نظر من، نهضت اومانیستی یا انسان محوری بود که بر اثر آن قدرت بی حد و حصر از خدای آسمانها گرفته شد و به خدای زمینی یعنی انسانها داده شد تا بر طبق «قرارد اجتماعی» مفاهیمی چون دولت و ملت، تعریف و ایجاد گردد. بنابراین دنیای غرب بخش اعظم هستی امروزش را مدیون همان اندیشه ها و نظریات بزرگان دوران رنسانس خود می باشد.
اما در برخی کشورهای اسلامی مانند افغانستان، به لحاظ عدم تبارز رنسانس، هنوز هم قدرت مطلق به دست خدای آسمانهاست. این قدرت مطلق هر چند در برخی کشورها مانند ایران، به ولایت مطلقه فروکاست نموده است، اما همچنان با دروغ و فریب و حیله از مردم قربانی می گیرد. به طور نمونه بزگزاری روز جهانی قدس، در اصل یکی از همان بازی های سیاسی قدرت ولایت مطلقه فقیه رژیم ایران است. مهمترین مشخصه قدرت خدای آسمانها در این کشورها این است که خداوند بی نهایت خشمگین هست و خونریز؛ از زجر دادن و اذیت و آزار انسانها به شدت خوشحال می شود و همیشه در پی این است که باید مانند شاهان و امپراطوران بزرگ، با خونریزی و ایجاد ترس و رعب، مردم و ملت را به گریه و التماس و زاری در برابر خود واردارد. به نطر من تقیلیل خداوند به خشم و انسانیت به گریه و عجز، بزرگترین خیانت و جنایت در حق خداوند و انسانیت هست.

۲ ـ از نطر من، رویکرد انسانها به مسائلی چون روز جهانی قدس باید عقلانی باشد تا متاثر شدن از قدرت 11659283_1665999623615606_2651228560901306779_nمطلقه خدای آسمانها. برای انسان هزاره تحت ستم در افغانستان به طور مثال پرسش اینگونه باید مطرح شود؛ چرا روز جهانی قدس را تجلیل کنم؟ در پاسخ به این سوال دو گونه رویکرد وجود دارد: اول: اینکه این مساله امر خداوند هست، چون ولایت مطلقه فقیه تشخیص داده است؛ قدس قبیله اول مسلمین هست و وطیفه هر مسلمان هست که برای رهایی قدس از دست صهیونیسم اشغالگر، در سرکها بیرون شده و «شعار» بدهد! این رویکرد در حقیقت همان انسداد عقلانی است که با پذیرش قدرت مطلق خدای آسمان، قابل توجیه هست. بدون چون و چرا و اینکه اطاعت از امر ولایت مطلقه فقیه، اطاعت از ائمه هست و اطاعات از ائمه یعنی اطاعت از خداوند،پس امری قدسی هست.
دوم: رویکرد عقلانی هست؛ یعنی پاسخی با تجزیه و تحلیل علمی و چون و چرا. از نطر من، این نوع پاسخ نزدیکتر به خرد انسانی هست. زیرا در این پاسخ، قدرت منطق و تحلیل انسانی به درک و با در نظر داشت از اوضاع جهان، نیازمندی های انسانی و ارزشهای بینادین انسانی، به ارایه پاسخ می پردازد، جدای از اینکه مساله روز جهانی قدس؛ امری قدسی هست یا خیر. این نوع رویکرد نه تنها در مساله روز جهانی قدس، بلکه در تمامی امور انسانی، می تواند راهگشای زندگی بشر باشد. قبول و پذیرش خشم همیشگی خداوند و ترسیم چهره ای خونریز با چاشنی جنون قدرت، به نظر من در اصل یعنی له کردن عقل و منطق و خرد انسانی که متاسفانه در کشوری مانند افغانستان به خوبی نمایان هست. روز قدس نه امری قدسی هست و نه هم مساله ای فراتر از اندیشه و خرد انسانی؛ نه در حوزه متافیزیک و مابعدالطبیعه قابل بررسی هست و نه هم جز عبادت به حساب می آید. قدس مرکز ظهور و بروز سه دین آسمانی بوده؛ یهودی، مسیحی و در نهایت اسلام. هر سه دین در این مکان، ریشه های تاریخی عمقیقی دارد؛ این صورت مساله هست. اینکه ما بخواهیم با پیش فرض اشغال قدس، تحریفی خواندن ادیان دیگر و ادای تکلیف شرعی، در صدد نفی و نهی دیگران باشیم، مساله را حل نمی کند، بلکه صورت مساله را پاک می کند. اولا فلسطینیان خود باعث و بانی فروش سرزمین های فلسطین بوده اند، پس باید خودشان با توسل به قوانین بین المللی و مراجع قانونی جهان، مساله خویش را حل و فصل نمایند؛ سنگ اندازی و انتفاضه (۲) راه حل مساله قدس و فلسطین نیست؛همانگونه که در طول این سالها راه حل نبوده است. دوما بسیاری از فلسطینیان و بزرگانشان چون یاسر عرفات، با این قضیه کنار آمدندو دیگر کاسه داغتر از آش نسیتند. رویکرد اخیر دولت فلسطین در سازمان ملل، به خوبی بیانگر این مساله هست که قضایای قدس و فلسطین با مذاکره و پذیرش قابل حل هست. سوم اینکه، با وجود دو نکته ذکر شده، چرا برخی از کشورها در راس آن ایران، برای قدس و فلسطینیان دایه مهربانتر از مادر شده اند؟ پاسخ به این مساله کمی پیچیده تر هست و باید بیشتر باز شود و لذا بدون یک مقدمه کوتاه نمی تواند به سادگی قابل درک و هضم باشد.

۳ ـ انقلاب اسلامی ایران به رهبری آیت الله خمینی در سال۱۹۷۹ میلادی و ۱۳۵۷ خورشیدی، که در اصل خود حرکتی ضد طاغوتی عنوان گردیده بود و با شعار اسلامی وارد عرصه شد. این انقلاب با نفی قدرت شاهی در آمیخت و با توسل به گرایشهای چپی، سرانجام در سال ۱۹۷۹ میلادی موفق با سرنگونی نظام شاهی ایران و ایجاد جمهوری اسلامی گردید. خواه ناخواه تاثیرات عمیقی هم در کشورهای اطراف به خصوص افغانستان، گذاشت. رهبر دینی ایران آیت الله خمینی در شعارهای خویش درست زمانی که نزدیک به قبضه قدرت بود، مسائل زیادی را مطرح کرد که برخی از این مسائل امروز از بیانات ایشان حذف گردیده است. در این مقوله نمی خوام در بعد اسلامی بودن اندیشه های آیت الله خمینی با تفسیر اسلامی خود ایشان، وارد شوم اما برخی سیاست گذاری های بین المللی ایشان و اخلاف بعد از ایشان در رژيم ایران با وجودی که در برخی عرصه های داخلی دست آوردهایی داشته است اما در عرصه بین المللی به انزوای کامل ایران انجامیده است که نشان از ناپختگی سیاسی رهبران دینی ایران دارد. به درازی عمر نظام اسلامی ایران، کم کم رهبران دینی نیز با فشار بالای دسترخان مردم بینوای ایران، مشق سیاست کردند و تا امروز خصوصا مذاکرات هسته ای ایران با قدرتهای بزرگ در وین، می توان گفت که تا حدی به بازی های سیاسی بلد شده اند. اما این بازی های سیاسی هزینه های سنگینی را برای مردم ایران داشته است که می توان به تحریم های وسیعی اشاره کرد که از سوی سازمان ملل وضع گردید و عن قریب هست تا ایران را به زانو در آورد و بیشتر رویکرد در سطح سیاست های کلی نظام نیز رادیکالی شد. رسیدن به یک ایران قدرتمند، برای رهبر ایران آیت الله خمینی یک آرزو بود. از همان اوان انقلاب با برخی شعارهای ناپخته و احساسی خویش ـ من تو دهن این دولت می زنم و … ـ سیاست های غلطی را در عرصه سیاست خارجی خویش طرح ریزی کرد که به طور نمونه می توان از دشمنی با آمریکا و از جنگ هشت ساله با عراق نام برد؛ در طرف مقابل صدام حسین رهبر عراق نیز همانقدر ناپخته و خام بود که رویای دست یابی وی بر ایران و ذخایر عظیم نفتی و گازی ایران و جنگ های القادسیه و نهاوند، وی را سرمست و کور کرده وارد جنگی فرسایشی و بی نتیجه برای مردم و کشور عراق کرد.

بحث اسرائیل و حق خواهی برای مردم فلسطین از همان زمان، در مانیفست زمام داران ایران خصوصا آیت الله خمینی قرار گرفت. هر چند در اول خالصانه تر بود، اما در زمان اخلاف ایشان، قدس و حمایت از فلسطین به یک حربه و بهانه کلان سیاسی تبدیل شد تا با پرداختن به آن، مسیر ایران برای رسیدن به قدرت جهانی، هموار گردد. به طور نمونه فعالیت هسته ای ایران، جز با دشمن تراشی و صهیونیسم هراسی، امکان نداشت؛ صهیونیسم هراسی بیشتر مصرف داخلی داشت، اما کم کم به یک پروژه خارجی نیز تبدیل شد که مجری آن سپاه پاسداران ایران و عوامل آن نیز انسانهای ساده مذهبی بوده اند که حتی فراتر از مرزهای ایران، به روی سرکها آمدند و فریاد مرگ بر اسرائیل سر دادند. یعنی همان امر قدسی سازی مبارزه با رژیم صهیونیستی برای طبقه عوام مذهبی کم کم به واقعیت پیوست.

۴ ـ امر قدسی سازی روز جهانی قدس برای رژیم ایران و خیلی از حقوق بگیران جمهوری اسلامی ایران، اگر برای دیگران آب نداشت اما برای ایشان نان خوبی داشت؛ ایران را تا حد یک کشور هسته ای پیش برده است؛ در چانه زنی های سیاسی دست بالاتری دارد؛ با اسرائیل در بیرون از مرزهای خودش در مبارزه هست و اسرائیل را در آنسوی مرزهای خودش مصروف نگاه داشته است؛ اما حقوق بگیران نظام اسلامی ایران، مثلا در افغانستان به بهای ناچیزی مانند چند ویزای ایران، مشتی اسکناس و کمی هم آرد و روغن با عکس و شعار11659309_10203051034995425_4684966420455928607_n آیت الله خمینی بدست می آورند و به روزگار دریوزگی شان ادامه می دهند. این پروژه امر قدسی سازی، اما از مردم مذهبی ابزاری ساخته است که همیشه باید مانند عروسک هایی در درست سیاست های رژیم ایران باشند. دردآور اینکه زمانی که مساله ای به امری قدسی بدل گردید، دیگر کمتر می توان استدالال عقلانی کرد، الهی شدن مساله یعنی پذیرش بدون چون و چرا. پذیرش بدون چون و چرا یعنی اطاعت کورکورانه که در اصل همان انسداد عقلی هست. بنا براین نظام ایران دقیقا با همین شیوه، قدرت تحلیل و منطق و خرد انسانها را کور ساخته هست که حتی می توان در افغانستان و در بین مردم هزاره نیز این مساله را شاهد بود. اما من بسیار خوشحال هستم که انسان هزاره امروز بالاخره در روز جمعه دهم جولای ۲۰۱۵ با عدم اشتراک شان در راهپیمایی روز جهانی قدس به پروژه کلان سیاست خارجی رژیم آخوندی ایران و سپاه پاسداران این کشور «نه» گفت. از نظر من این فاکتورها برای تعیین خط مشی کلان سیاسی مردم هزاره در افغانستان باید مطرح باشد و وارد گفتمان فرهنگی ـ سیاسی مان گردد:
۱ ـ برای مردمی که خود در طول تاریخ و حیات سیاسی خویش همواره در تبعیض و ظلم و خشونت و حذف و نفی بوده است، هیچ گاهی شایسته نیست که برای حذف و نفی کسی دیگری، شعار دهد.
۲ـ با در نظرداشت حقوق بنیادین انسانها، همه انسانها بدون در نظرداشت جنس، رنگ، دین و بارو و عقیده، رنگ و قوم و نژاد، برابر و مساوی هستند و کسی را نباید به خاطر این تفاوتها، نفی کرد و برای حذف آن همت گماشت.
۳ـ جامعه هزاره با در نظرداشت مشکلات و مصائب و رنجها و کمبودات بسیاری که در افغانسان دارند، باید به ارایه راهکار و مکانیسم های برون رفت از این معضلات خویش، بیندیشد؛هنوز هم جامعه هزاره با خطر حذف همراه هست؛ هنوز در سطح رهبری و مدیریت جامعه هزاره مشکلات کلان و جدی وجود دارد؛هنوز هم نوع نگاه دیگران به جامعه هزاره، نگاه انسانی و برابر و مساوی نیست؛ هنوز هم هستند کسانی که برای حذف مردم هزاره شعار می دهند؛ تبعیض و تعصب و خشونت سازمان یافته بر علیه بومی ترین ساکنان سرزمین و تمدن پذیرترین مردم سرزمین افغانستان در قالب داعش، طالب، حزب اسلامی حکمیتار، ارگ نشینان قبیله و کوچی روز به روز افزایش می یابد. باید برای حل این مشکلات کمر همت را جدی تر از گذشته بست و وارد بازی های سیاسی کشورهای دیگری که به منافع خودشان می اندیشند، هیچگاهی نشد.
۴ـ هزاره باید به فکر پیدا کردن راه زیست بهتر با دیگران از یک طرف در جغرافیای خویش باشد، از طرفی دیگر در قرن ۲۱ تنها راه زنده ماندن در تعامل گسترده و منطقی و مبتنی بر ارزشها و احترام متقابل انسانی با کشورهای دیگر هست.
۵ ـ آزموده را آزمودن خطاست؛ حدودا سی سال مهاجرت و سکونت در کشور ایران با تمام خوبی ها و بدی هایش، درسهای عمیقی به ما داد. درسهایی از اردوگاه های سفید سنگ فریمان، تله سیاه بیرجند، سلیمان خوانی ورامین و اراک و قم و… تاسیاست مصالحه دولت ایران با طالبان در این روزهای اخیر، به خوبی نشان دهنده این امر هست که ایرانی ها فقط بدنبال منافع خویش هیتند و از مردم هزاره استفاده ابزاری و سوي می کنند و برایشان منافع مردم هزاره قطعا مطرح نیست. تمامی این سیاست های دروغ و فریب و حقه بازی های رهبران ایرانی، چهره دینداری ایشان را به خوبی واضح و آشکار ساخت. بنابراین آزمودن نظام اسلامی ایران با همه این آزمایشهای قبلی، خطا و مرگ سیاسی هست.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

(۱) در سال ۱۶۱۰ انتشار یافته‌های علمی گالیله در تائید نظر کوپرنیک مبنی بر ثابت نبودن زمین و گردش آن به دور خورشید باعث شد تا وی از سوی کلیسا مورد بازجویی و تفتیش عقاید قرار گیرد. این نظریه مخالف نص کتاب مقدس بود و از سویی با نظریات ارسطو که کلیسا حامی آن بود همخوانی نداشت. وی مجبور به امضای توبه نامه‌ای با این مضمون شد:

«در هفتادمین سال زندگی در مقابل شما به زانو درآمده‌ام و در حالی که کتاب مقدس را پیش چشم دارم و با دستهای خود لمس می‌کنم توبه می‌کنم و ادعای واهی حرکت زمین را انکار می‌کنم و آنرا منفور و مطرود می‌نمایم»

(۲) انقلاب سنگ، به انتفاضه سنگ نیز نام‌گذاری شده چون سنگ ابزار اصلی در آن بوده است، همچنین کودکانی که سنگ پرتاب می‌کردند با اسم کودکان سنگ شناخته شده‌اند.انتفاضه شکلی از اشکال اعتراض غیرارادی مردم فلسطین علیه اوضاع نابسامان مردم فلسطین در اردوگاه‌ها و افزایش بیکاری و تبعیض نژادی و سرکوب روزانهٔ مردم فلسطین به دست دولت اسرائیل است. هدایت انتفاضه در ابتدا به وسیلهٔ رهبری ملی موحد صورت می‌گرفت که در ادامه سازمان آزادی‌سازی فلسطین به آن ملحق شد، انتفاضه در (پائیز ۱۹۸۷) در جبالیا در نواز غزه آغاز شد و سپس به تمام شهرها، روستاها و اردوگاه‌های فلسطینی انتقال یافت. سبب جرقهٔ اول انتفاضه حادثه‌ای است که در آن چند کارگر فلسطینی توسط یک رانندهٔ کامیون اسرائیلی در نزدیکی دیوار «اریز» زیر گرفته شد؛ دیوار اریز نوار غزه را از کشور اسرائیل از تاریخ ۱۹۹۸ میلادی جدا کرده است.انتفاضه اول در سال ۱۹۹۱م آرام شد و با امضای قرارداد اسلو بین اسرائیل و سازمان آزادسازی فلسطین به پایان رسید.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s