ترسم نرسی به کعبه ای اعرابی!

استاندارد

 به نظر می رسد که رجزخوانی های ترکیه به تحریک و حمایت عربستان سعودی و کشورهای ثروتمند عرب حوزه خلیج مبنی بر دخالت نظامی در سوریه و گسیل نیروی زمینی به این کشور، اوضاع را در خاورمیانه به شدت بحرانی و تیره ساخته است. در کنار تمامی گزینه هایی که برای بروز یک فاجعه انسانی در خاورمیانه مطرح هست و نمی توان به سادگی آنها را «رد یا تایید» نمود؛ یک عنصر مهم و حیاتی و اساسی از نظرها دور مانده است و آن اینکه «قدرت نمایی و تلاش برای تصاحب قدرت در بین خاندان اعراب» در طول تاریخ همیشه مصیبت آور و فاجعه بار بوده است. به تصدیق شواهد بسیاری که مورخین اسلامی بدان استناد می کنند افرادی که در شبه جزیره بر خواندن و نوشتن توانایی داشته، در قبل از اسلام از اندازه تعداد انگشتان دست هم تجاوز نمی کرده است؛ اخلاق و رفتار خشونت بار  در میان  قبایل اعراب  بیابان گرد تا حد «زنده به گور کردن دختران» و باور و عقیده در بین شان تا حد پرستش سنگ و چوب رواج بسیار داشته است و امروزه بسیاری از مورخین در این مورد اتفاق نظر دارند. اما ظهور اسلام از شبه جزیره، نه تنها آنگونه که ادعای صلح و برادری و برابری را می نمود، باعث صلح و ثبات و امنیت نگردید بلکه متاسفانه بخش وسیعی از دنیا را تا قرنها در مسیر تاخت و تاز و غارت و تجاوز و قتل و کشتار انسانها توسط سرداران اعراب قرار داد. بعد از وفات حضرت محمد [ص] در حقیقت نوستالوژی صلح و امنیت و برادری در زمان خلفای راشدین رنگ باخت و استراتژی «خون و شمشیر» اموی ها و عباسی ها، مرزهای شرقی و غربی و جنوب و جنوب غربی را تا کهن سرزمین بودا، شاخ آفریقا و اروپای شرقی در نوردید و خلافت های خاندان اعراب یکی بر دیگری بر جان ومال و ناموس مردم مسلط گردید. در این هیاهوی عجیب و زد و بندها، رقابت خاندان اعراب نیز برای تصاحب قدرت همیشه یکی از دغدغه های بزرگ قبایل عرب بوده است. اما مشکل اصلی زمانی به وجود آمد که تمامی این اقدامات و درگیری ها و قتل و کشتار و سربریدن ها، وجه اسلامی، شرعی و دینی به خود گرفت و از گزند نقد سالم و سازنده مصئون ماند؛ سردار عرب از کُشته ها پشته می ساخت و سناریوی  نوینی از برده داری نیز در حرمسرا با دختران زیبا روی مشرقی و مغربی،  به روی صحنه می بُرد؛ اما بدون هیچ گونه مقاومت و انتقاد عمومی و جمعی، در صورت اندک مقاومت ، بهترین واکنش هم سربریدن بود.

در یک مورد مثلا عبدالحسین زرین کوب در کتاب دو قرن سکوت می‌نویسد: «فاتحان، گریختکان را پی گرفتند؛ کشتار بی‌شمار و تاراج گیری باندازه ای بود که تنها سیصد هزار زن و دختر به بند کشیده شدند. شست هزار تن از آنان به همراه نهصد بار شتری زر و سیم بابت خمس به دارالخلافه فرستاده شدند و در بازارهای برده فروشی اسلامی ‌به فروش رسیدند؛ با زنان دربند به نوبت همخوابه شدند و فرزندان پدر ناشناخته‌ی بسیار بر جای نهادند.»

چون سردار عرب، عربی می گفت و عملکردش «جهاد فی سبیل الله»‌ بود، تیغش، «شمشیر خدا» بود و کلمات و بیاناتش هم همه سخنان خداوند – چون قرآن به عربی نازل شده است- رسم و مرامش نیز «سنت الهی و نبوی»‌بود، اندیشه نیز «اسلامی» و راهش نیز راه «محمدی و خلفای راشدین». بنابراین حوزه بسیار ناب و پاک و مقدسی ماند و تقدس بر تمام اعمال و رفتار ایشان سایه افکنده بود. امروز هم دقیقا همان بازی است. اما متاسفانه علاوه بر فاکتورهای فوق الذکر، نیروی فوق العاده قدرتمند «دالرهای باد آورده نفت و در آمد سرشار حج» شیوخ سرمست عربستان را برای نسل کشی انسانهای دیگر، بسیج ساخته است تا بار دیگر بنام شمشیر خداوند، خون انسانها را بریزاند. «خاندان عرب بر سر قدرت در ایران و عربستان» و کشورهای دیگر خلیج، همه از خدایی واحد، قرآنی واحد، پیامبری واحد و قبله ای واحد دَم می زنند اما در حقیقت، ورای همه این شعارهای پوچ و پوشالی، چیزی جز جدال برای «تصاحب قدرت ، مدیریت و ادراه منابع انسانی – طبیعی کشورهای مسلمان» وجود ندارد. برای رسیدن به این منظور اصلا مهم نیست که چقدر انسان قربانی می شود؛ چقدر سرها بریده می شود؛ چقدر خونها ریخته می شود؛  شهرها، زندگی ها، خانه ها و آبادی های مردم به ویرانه ای مبدل می گردد.

اصلا قرار این نیست که انسانیت مهم باشد. مگر تمامی انسانهایی که در طول یک هزار و چهارصد سال خونشان ریخته شد و فجایع انسانی به بار آمد، برای رسیدن به قدرت اعراب، مهم بوده است که حالا انسانهای سوریه، عراق و ایران و افغانستان و … مهم باشد. قرائت های متفاوت از اسلام – آیینی که ادعای صلح و عدالت دارد – نه تنها به جهان صلحی را هدیه نکرد، بلکه در قرن بیست و یک، نمادی از خونریزی و قتل و کشتار گردید.

متاسفانه حوادث و وقایع تاریخی عراق، کویت، فلسطین، لبنان، مصر تا الجزایر و لیبی و تونس، یمن و بحرین و ایران و افغانستان تا کشمیرو میانمار و امروزه هم حوادث سوریه که روز به روز در حال وخیم شدن هست، به خوبی بیانگر ادعای فوق است. سیاست و کشمکش خاندان بر سر قدرت اعراب در ایران و عربستان و دیگر کشورهای حوزه خلیج، با خوابیدن هر کدام در بستر یک قدرت شرقی و غربی – ایران و بستر روسها، عربستان و بستر آمریکایی ها و ناتو- خاورمیانه را بر سر دو راهی خونینی قرار داده است. به نظر من این بازی ها در پاره ای از موارد آنقدر ساده لوحانه هست که به راحتی می توان به نیات آن پی برد؛ مشروط به اینکه انسان اراده ای برای فهمیدن و عزمی برای خردورزی داشته باشد.

رهبریِ عربیِ ایرانیِ امام خمینی در ایران، با شعار «نه شرقی و نه غربی» ‌در اصل نفی کننده هر دو جهان کفر و الحاد در شرق و غرب بود، به باور ایشان، مردم مجاهد و مسلمان افغانستان را در دوران جهاد علیه کمونیست ها یاری و همکاری کرد؛ نان و گندم و اسلحه روسی در آن زمان به فتواهای ملایان پیرو امام خمینی، حرام بود. اما همین روس ها امروزه برای نیات و اهداف نظام تندرو اسلامی -عربی ایران و ولایت مطلقه فقیه، بهترین و مناسبترین بستر نرم و گرم و لذت بخشی است که حتی برای عروس و داماد در شب زفاف نیز آنقدر لذت بخش نیست. عربستان سعودی نیز، با تمام باورهای دینی خود، چنان در آغوش گرم امپریالیسم غرب آرمیده است که گویی طفلی در آغوش مادر! در اینجا همان اندازه که کفر مطرح نیست و همان قدر هم   بی دینی و شرک! تمامی شعارهایی که اعراب به استناد و استخراج آن از آیات و روایات و احادیث ابوهریره و امثال وی، شرق و غرب را در نوردیدند و جوی های خون جاری ساختند، در حقیقتِ شبی زفاف گونه در بستر روس و آمریکا، رنگ می بازد و هیچ می گردد.

بدون شک نمونه هایی از این نوع عملکردهای متناقض  فراوان هستند که در حوزه این نوشته اندک نمی گنجد و مد نظر هم نیست اما باید انسانها از آن بیاموزند و پند بگیرند.

متاسفانه باید به این حقیقت تلخ اذعان نمود که در بسیاری از موارد، اسلام در واقع یک چتر امنیتی گسترده ای را بر فراز بسیاری از اعمال و جنایت های علیه بشریت گسترانید که در سایه و حریم آن، نیروهای بنیادگرا و افراطی و رادیکالهای اسلامی از هیچ جنایتی در حق انسانها فروگذار نکردند. این چتر امنیتی باعث گردید تا فجایع و قتل عام های گسترده ای در دنیا به نام اسلام و دین داری رخ دهد که تاریخ از یاد و ذکر آن شرمسار است. ظهور و گسترش فعالیت های تروریستی عموما در قالب گروه های بنیادگرای اسلامی ای چون القاعده، طالبان، الشباب، بوکوحرام و گل سر سبد توحش و بربریت یعنی داعش ، در دامان کشورهای اسلامی و خصوصا در حریم و حاشیه امن اسلام، خود مبین این نکته است که با کمال تاسف صلح و امنیت و ثبات و تمام شعارهای ارزشی ای که اسلام می داد، در حقیقت سرابی بیش نبوده است. زیاد اگر دور نرویم و به حوادث و جنایت های دوران جنگ های داخلی در افغانستان نیز اشاره ای کنیم، بارزترین نمونه و شاخص ترین این فجایع را می توان در زمان جنگ های داخلی و حکومت مجاهدین دید. حقیقتی تلخ و جانکاه و ویرانگر که هنور هم با تمام وجود می توان احساس کرد. هیچ وجدان بیداری نیست که بتواند «افشار» و جنایت های آن را به فراموشی بسپارد. اما همین جنایت گسترده و سایر قتل عام های گسترده توسط طالبان، نیز با آب پاک اسلامی تطهیر می گردد و عاملان این جنایات یا قهرمان ملی می شوند و یا هم امیرالمومنین.

نتیجه اینکه علی رغم تمامی طرح ها و تثوری های دیگر، ک شمکش مقدس ماب و آمیخته با تقدسی ریاگونه در خاندان اعراب  خصوصا در ایران ـ سادات عرب بر سر اقتدار و در عربستان خاندان متمول و عیاش وسرمایه دار فهد- خاورمیانه را در آستانه یک تکرارِ تاریخی و تراژیدی انسانی دیگر قرار داده است. متاسفانه علی رغم تمام پیشرفت و توسعه دانش و علم و فن بشر، اما بسیاری از ساکنان خاورمیانه هنوز هم کردار عرب را مقدس، نسل کشی اش را افتخار، اشتراک در جنگ بین این خاندان و شمشیر زدن در سایه ایشان را مباهات و فخر، کشته شدن در این راه را شهادت،  اسیر شدن را عزت، سر بریدن و خون ریزی را اطاعت و در خط پیروی کورکورانه تفکر اعراب را جهاد می دانند و هر گونه تفکر نقد آمیز را موازی شرک و کفر و الحاد می شمارند؛ وگرنه ساده است دانستن اینکه  در این جنگ های نیابتی، نه خدا مطرح هست و نه هم دین و نه هم قرآن و نه هم پیامبر.  آنچه «فاطمیون و زینبیون»  را گوشت دم توپ ساخته است در پوشش خداو دین و قرآن و محمد [ص] فقط و فقط زیاده خواهی و منفت طلبی تاریخی خاندان و قبلیه های عرب هست و بس که با شیطنت های کشورهای قدرتمند و سازمانهای استخباراتی و کارتل های بزرگ و تیم های مافیایی در آمیخته و به مثابه گاوی شیرده، پستان پر شیری شده است هم برای شرقِ کافر و هم برای غربِ بی دین.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s