پاریس جشن بی کران!

استاندارد

پاریس جشن بی کران!

اینجا خیابان شانزه لیزه در منطقه ۸ پاریس است، فرانسوی ها زیباترین خیابان جهان می خوانندش؛ مرکز فشن و مد، فروشگاه های شیک و لوکس و طاق پیروزی یا طاق ظفر خودمان البته نه در پغمان. می گویند الیزه در اساطیر یونان قدیم معنی بهشت می دهد و شانزه الیزه یعنی دشت الیزه! کاخ الیزه معروف نیز در همین نزدیکی است.

نکته مهمی که در این خیابان شیک و زیبا توجه مرا به خود جلب کرده است حضور گسترده ساکنان کشورهای حوزه خلیج فارس و برخی ایرانیان در این خیابان مجلل است. در مدتی که در پاریس هستم برای بازدید از بسیاری از موزه ها و مراکز تاریخی به شمول کلیساهای دیدنی ای چون نوتردام و مونتمارت در این عروس شهرهای جهان رفته ام. اما در هیچ یک از آن موزه ها و مراکز تاریخی تا این حد توریست و بازدیدکننده از ساکنان خاورمیانه خصوصا اعراب را ندیده بودم.
حضور اعراب متمول و سرمایه دار با ظواهری کاملا متفاوت و بعضا میکس اسلامی – غربی در شانزه لیزه کاملا ملموس است؛ بدور از هیاهو و درگیری های خاورمیانه که انسانهای بیشماری را قربانی کرده است، اما شانزه لیزه مملو است از انسان هایی که آزادانه مشغول تفریح و خرید از فروشگاههای لوکس هستند و به دور از هیاهوی سرد دنیا سرگرم  و گشت و گذار و نوشیدن در کافه تراس های معروف و زیبای شانزه لیزه هستند.

اما بر عکس مراکز و مکانهای تاریخی و فرهنگی در پاریس مملو است از توریستان و گردشگران غربی و کره ای، جاپانی و چینایی که عمدتا از کشور چین و در قالب کاروانهای ۴۰ الی ۵۰ نفری در بسیاری از نقاط پاریس و بسیاری از شهرهای فرانسه دیده می شوند.
آمارها نشان می دهد که در سال ۲۰۱۳بیش از ۸۴.۷ میلیون توریست از فرانسه بازدید کرده است و پاریس نیز سومین شهر بزرگ دارنده توریست در دنیاست و سالانه در حدود بیست میلیون توریست از این شهر دیدن می کنند. حضور شهروندان چین و جاپان و کره ای در پاریس آنقدر پر رنگ و برجسته است که گاها احساس می کنم در توکیو یا سئول و یا هم پیکن هستم. پیوند با شکوه عناصر سنتی و مدرنیته در قالب معماری و هنر و بازار پر زرق و برق مد و فیشن بیش از میلیونها گردشگر را سالانه به فرانسه می کشاند. کافه ها، هتل ها، موزه ها و فروشگاه هایش را رونق می بخشد و خاطراتی در یاد بازدیدکنندگان حک می کند که تا زنده باشند فراموش نخواهند کرد و عواید سرشاری نیز نصیب فرانسه می گردد به طور مثال در سال ۲۰۱۲ مبلغ ۷۷.۷ میلیارد یورو به GDP فرانسه از عواید توریسم و مسافرت تزریق گردیده است که ۳۰ درصد آن از توریستان بین المللی و ۷۰ درصد آن عواید توریستان داخلی است.

آنچه برای من بسیار جالب و در عین حال سوال برانگیر است تفاوت فاحش در نوع رویکرد گردشگری بین کشورهای عمدتا اسلامی و کشورهای غیر اسلامی به شمول شهروندان شرق آسیا، اروپا و آمریکا و کانادا می باشد.
مردمان خاورمیانه علی رغم داشتن یکی از کانونهای مدنیتی تاریخی یعنی حوزه بین النهرین اما ظاهرا کمتر علاقمندی ای به مباحث فرهنگی و تاریخی دارند. کسانی که توانسته اند از جو کشورهای خلیج بیرون شوند، بیشتر علاقمند هستند تا اوقات خودشان را در بازار بگذرانند. بازار البسه و عطر پاریس و جواهرات برادران سوارسکی بسیار گرم و پر رونق است. البته نه اینکه شهروندان غربی به خرید علاقه ندارند؛ خیر. اما برای من مسلم شده است که مسلمانها به مسایل تاریخی و فرهنگی کمتر رغبت نشان می دهند. تمایل به موزه ها رفتن سخت تر به نظر می رسد تا خرید کردن. عطش دیدن پل های بسیار زیبای روی رود معروف سِن را نیز نمی توان حس کرد.

من فکر می کنم تنها مردمی هستیم که کت و شلوار مارک می پوشیم اما شوقی به دانستن تاریخچه دانشگاه سوربن نداریم. تاسیسات زیربنایی پاریس برایمان ارزش دانستن را ندارد. اما مارک ها و برندهای معروف را بو کشیده پیدا می کنیم.

به راستی که پاریس نمونه ای کامل از جهانی شدن است؛ تنوع رنگها و زبانها و رسم و رسوم در گوشه و کنار این شهر به خوبی دیده می شود.

پاریس زیباست. تاریخ است. هنر و فلسفه دارد. علم و دانش و تجارت و اقتصاد را به هم پیوند زده است. سالهاست که مرکز اندیشه های چپ و راست بوده و پذیرای بسیاری از سیاسیون در تبعید و فراری! چقدر زیباست قدم زدن در کوچه پس کوچه هایی که روزگاری امیل زولا از آن گذشته است، شاید هم «ژان پل سارتر» از روزگار سخت مردود شدن در امتحان نهایی فلسفه شکوه کرده است و با نفس های «سیمون دوبووار» این زیبا بانوی پاریسی نفس کشید است وقهوه ای نوشیده اند!

آه که چه قلبی دارد این شهر، « این جشن بیکران»! و توصیفی فوق العاده که «ارنست همینگوی» از پاریس دارد، نقطه پایان زیبایی هاست:

«اگر بخت یارت بوده باشد، تا در جوانی در پاریس زندگی کنی باقی عمرت را هر کجا که بگذرانی با تو خواهد بود، چون پاریس جشنی است بیکران»

قدم زدن در شهر پاریس برای انسانی که می اندیشد، نوعی خوشناسی است. در روی سنگ فرش ها و در معماری های باشکوه تاریخی این شهر بدون شک می توان گذشته را خواند و آینده را دید. گزاف نیست اگر بگویم که در پاریس زیبایی به اوج می رسد!

و من با وجودی که «تهی دستی در غربت هستم، اما خوشبختم که در پاریس زندگی می کنم. مهم نیست که به یاد مردم و سرزمینم و دردهایشان، چشمانم اشکبار است و ممنونم از مردم پاریس که خوشی هایشان را با من تقسیم کرده اند.»

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

این مقاله به زبان فرانسوی در روزنامه لیبراسیون نیز منتشر شده است.

http://www.liberation.fr/futurs/2017/03/07/les-champs-elysees-sont-ils-le-paradis-de-mes-reves_1553852

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s